دوستان عزیز به وبلاگ من خوش آمدید

مدیر وبلاگ محمدشفیع (مبارز )

باران سجادی شاعر

'ستاره دختر غمگينی كه مرا كچل ساخت'


هفته گذشته انتشار خبر بریده شدن بینی و لب خانمی به نام ستاره توسط شوهرش در هرات، بصورت گسترده ای در رسانه‌های افغانستان بازتاب یافت.

شماری در هرات در اعتراض به خشونت علیه زنان راهپیمایی کردند.

در کابل نیز حرکت های جمعی به راه افتاد. از جمله عده ای خانم ستاره را وقتی برای مداوا به ترکیه فرستاده می‌شد تا فرودگاه به صورت سمبولیک مشایعت کردند.

اما از میان این اقدامات اعتراضی، تراشیدن موی باران سجادی شاعر افغان مقیم کانادا، توجه عده زیادی را در شبکه های اجتماعی بخود جلب کرد.

باران سجادی عکس سر تراشیده خود را همراه با شعری که برای ستاره سروده است، در فیسبوک خود منتشر کرد.

شماری این اقدام باران سجادی را شهرت طلبی معنی کردند. شماری دیگر آن را بی فایده خواندند و گفتند چنین اقداماتی تاثیری بر محو خشونت علیه زنان افغان ندارد. عده ای هم از اقدام او بعنوان شهروندی که با ستاره هم دردی کرده، حمایت کردند.

در گفت و گویی که با باران سجادی داشتم، همه این سوالات و اما و اگرها را با او در میان گذاشتم.

شرح مفصل گفت‌وگو را اینجا بخوانید

شعر باران سجادی برای ستاره

هیچکس به زیر و زبر و همانجا فکر نمیکند
سالها روی دستهایت زندگی کردم
حتی سالاد فصل خوشبختی
من و تو سالاد آبی رنگ بودیم
هنگامی که موهایم را برش دادم
اینجا شب شده است
من به لبهای ستاره فکر کردم
تا آنجا که تصمیم کبری أجرا شد
مهم است
اقاقیای من باران بدون مو تحویل بگیرد
خیلی هم مهم نیست
موهایم درد میکرد
این موهای نامطمئن باید میرفتند
حالا موهایم رفتند
و من أصلاً غمگین نیستم
غصه لأی موهایم گور شده بود
من و همه ستاره های شهر امشب لب نداریم
مو نداریم
دماغ نداریم
مهم نیست کسی ما را ببیند
خدا کند ما
من و ستاره امشب
تا صبح حرف بزنیم
ستاره و لبهایش
با من حرف خواهد زد
ستاره دختر غمگینی که مرا
کچل ساخت
من ستاره هستم
تو ستاره هستی
........
باران

باران سجادی در پاسخ گفت بعد از انتشار عکس با موهای تراشیده در فیسبوک از بس پیامهای عجیب و غریب دریافته کرده مجبور شده ۲۴ ساعت فیسبوک خود ببندد.

او درمورد قصد خود از این اقدامش چنین توضیح داد: می‌دانم که این اقدام من هیج کمکی به بهبود زندگی ستاره نمی‌کند و زیبایی او را بازنمی‌گرداند. می‌دانم که ستاره در حال حاضر در وضعیت بدی است و حتی صدای اعتراض هایی را در حمایت از او بلند است را نمی شنود.

باران سجادی می گوید: ستاره برای من بیش از آنکه یک فرد باشد، یک تاریخ است. ستاره برای من حتی یک "زن" نیست. او می‌تواند حتی یک مرد باشد. و من علیه این تاریخ و این گذشته ای که همه را به رنج انداخته، اعتراض دارم.

قصدم از این حرکت این بود که شاید چهار پنج نفر این حرکت را ببینند. شاید چند نفر را به تامل وادارد و آنها راجع به وضعیتی که داریم. بیاندیشند. شاید این حرکت تکان کوچکی باشد برای عده ای هرچند محدود که از خود بپرسند چه شد که مردم ما به اینجا کشیده شد.

باران سجادی متولد مشهد-ایران است. در رشته برنامه ریزی شهری در دانشگاه فردوسی درس خوانده. از او تا کنون یک مجموعه شعر به نام سنگباران از سوی انتشارات تاک در کابل منتشر شده است.

باران می‌گوید یک ماه پیش برای اولین بار به افغانستان رفته و برای مدتی آنجا بوده است اما حالا مصمم است بزودی به افغانستان بازگردد و به گفته خودش آنجا بماند و کار کند

سیتا قاسمی




موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان
2nd or 3rd day at the hotel in gurgaon India with Mr. Shahrawan, Khanem Ustad Mahwash and my favourite afghan jurnalist the amazing Nazira jan Karimi!


موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان
The 1st True Love Any Girl Has, Is Her Father. No One Will Ever Replace Him, As The Love Of Her Life.


موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان
Biography
Shabana Mehryar was born in November 16th 1981 in kabul, into an artist family.
Her parents, Sultan Ghazal Rahim Mehryar and Mashale Taranum Khanum Parastoo were counted as one of the most successful musical duos in the late 1980s.
Her father Rahim Mehryar(R.I.P) was the best ghazal singer and seen by many as an icon and a legend in afghan music.
Her mother Khanum Parastoo is recognized as the"Torch of Melodious" or (Mashal e Taranum) who started her career with the song "Saqi" in the early 1970s on Radio Kabul, since singing was not an appreciated job for female in Afghanistan at that time, but she did a great job of providing an image of a "gentlewoman" singer and a lady with great manners.
Shabana Mehryar when she was only 8 years forced to flee her homeland with her family amid the chaos of civil war and emigrated to Germany where she still lives today.
Born and raised into a musical family, grew up listening to the beautiful afgan melodies , having unique voice and amazing singing talent are the reasons
that Shabana Mehryar started her singing career in 2010.
Shabana Mehryar 's first duo song with Khaled Kayhan "Dukhtar Tajik" introduced to the afghans her astonishing vocal talent.
Her style , her talent, and her outstanding voice set her apart in afghan music industry.

زندگینامه شبانه مهریار
صحبت از ستاره است که مانند والدینش (خانم پرستو وآقای رحیم مهریار)آسمان موسیقی افغانستان را درخشان خواهد کرد.
شبانه مهریار در 25 عقرب 1360 هجری شمسی فصل زیبای پائیز را باتولدش زیباتر ساخته و در آغوش استوره های موسیقی افغانستان پا به گیتی نهاد.
شبانه مهریار ازبدو تولدش زندگیش را در کنار پدر و مادرهنرمند وموسیقی اصیل افغانستان سپری نمود. پدرومادری که صدای آنها در هر خانه ای شنیده میشود وگوش سپردن به آهنگهای آنان جزئی از زندگی روزمره افغانهای است که در سراسر جهان زندگی میکنند.
شبانه مهریار که هشت سال بیش نداشت همرا باوالدینش مانند هزاران پرنده مهاجر افغان به سمت کوههای غرب سواربر کشتی سرنوشت دیار زیبای افغان زمین را برای همیشه ترک نموده و تا به امروز در کشور آلمان روزگار میگذراند.
کتاب زمان در دست تقدیر ورق می خورد و شبانه مهریاربناء براین که در اوان کودکی گوشهایش باملودی های موسیقی اصیل افغانی نوازش میافت و بزرگ شدن در کنار الگوی بزرگش یعنی مادرش خانم پرستو که برخلاف جامعه هنری آن زمان باتلاش بی پایان ثابت کرد که دختر افغان میتواند آفتابی زلالی باشد و چهره پسندیده و استواریک زن هنرمند را در اذهان عمومی از خود نشان داده وراه را برای دیگر هنرمندان زن هموارکرد از سال 2010 بدینسو فعالیت های هنری اش را آغاز نمود.

شبانه مهریار با اولین ظهورش در آسمان موسیقی افغانستان با آهنگ دوگانه ای که با خالد کیهان داشت توانست قلبها را تسخیرکند و با آوازدل آنگیزش راهی در دهکده موسیقی افغانی برای خودش بار کند


Photo: Ih shamaal moyahe ma bekhi jangal kad!
lol baaz ham shoma aziza ra sharik meesazom 

xoxo Shabana ;)

...

.....

Photo: I came across this amazing pic of my mom Mashal e Taranum Khanem Parastoo together with Ahmad Mureed jan and the legendary Ahmad Zahir rip and thought to share it with u my dears
wish u all a very beautiful day
love u <3 
xoxo Shabana


موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان

ظاهر

حنجره طلایی افغانستان

احمدظاهر، یکی از آواز خوانان برجسته و محبوب افغانستان است که در ٢۴ جوزای ۱۳٢۵ خورشیدی (۱۴ ژوئن ۱۹۴۶) در ولایت لغمان در خانواده روشنفکر دیده به جهان گشود. و در تاریخ ٢۴ جوزای ۱۳۵٨ (۱۴ ژوئن ۱۹۷۹) ظاهرا در یک اثر حادثهٔ ترافیکی جان باخت

احمد ظاهر در بیست چهارم جوزای (خرداد) سال ۱۳۲۵ خورشیدی در کابل یا به قولی در ولایت لغمان زاده شد. احمد ظاهر آواز خوانی را از مکتب آغاز نمود و اولین آهنگش را درلیسه حبیبیه خواند. وی پس از نشان دادن استعداد در موسیقی در رادیو افغانستان برنامه‌هایی اجرا نمود

احمد ظاهر پس از گذراندن دوره دانشسرا (دارالمعلمین) راهی هندوستان شد تا به تحصیلات موسیقی بپردازد. شاید او اولین کسی بود که آلات موسیقی غربی را با موسیقی افغانی وفق داد و سازهای آکاردئون، ارگ و ترومپت و غیره را به موسیقی افغانی هدیه آورد. آوازه او از طریق موسیقی از شهرت پدرش که صدراعظم وقت افغانستان بود بالاتر رفت. شهرت او آنقدر بر سر زبانها بود و هست که مردم افغانستان هنوز فکر می‌کنند اوبهترین آوازخوان افغانستان تا هم اکنون بوده است. او در سال ۱۳۵۱ خورشیدی لقب بهترین آوازخوان سال افغانستان را به دست آورد

احمد ظاهر سه بار ازدواج کرد و ازین سه ازدواج دو فرزند دارد، یکی “شبنم” و دیگر “احمد رشاد” که هر دو خارج از کشور در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند

احمد ظاهر بخاطر درگیری‌های خانوادگی راهی زندان شد و درین هنگام بود که مادرش درگذشت. روایتی وجود دارد که وی پس از رهایی از زندان، در عروسی دختر زمامدار وقت “حفیظ‌‌الله امین” بنابر اصرار دخترش، شرکت کرد و آواز خواند. بسیاری بر این عقیده‌اند که این واقعه باعث شد تا حفیظ‌الله امین به فکر قتل وی گردد و از همین روی، قتل احمد ظاهر را که در سالنگ صورت گرفت، نیز به همین نسبت می‌دهند. پیکر او ابتدا درمسجد حاجی مجید در سردخانه نگهداری و سپس در گورستان “شهدا صالحین” به خاک سپرده شد

احمد ظاهر نماینده موسیقی کلاسیک افغانستان شمرده می‌شود که آهنگ‌هائی با مفهوم و جاندار را برای شنوندگان عرضه داشت. احمد ظاهر بیشتر کوشش می‌کرد تا از بهترین، زیباترین و معتبرترین اشعار در آهنگ‌های خود استفاده کند و از همین روی، علاقه او به حافظ، مولانا، سعدی، خیام، بیدل، پروین بهبهانی، عشعری و غیره شعرای زبر دست زبان فارسی بوده است. احمد ظاهر به زبان‌های فارسی، پشتو، هندی و انگلیسی آواز خوانده است

“خدا بود یارت”، “مادر من”، “از پیش من برو که دل آزارم”، “برایم گریه کن امشب”،”عجب صبری خدا دارد” از جمله آهنگ‌های مشهوری است که افغانها با خود زمزمه می‌کنند

احمد ظاهر هم عصر شهرت و آوازه گوگوش در ایران بود و عده‌ای این دو را رقیب سالم می‌دانستند. از احمد ظاهر آهنگ‌های زیادی به یادگار مانده است که در چهارده آلبوم تدوین گردیده و به شکل صوتی در بازار عرضه گردیده است. از احمد ظاهر فقط دو آهنگ تصویری ثبت شده است و سایر آهنگ‌های تصویری وی مقتبس از همین دو آهنگ و یا هم عکس‌های وی اند

احمد ظاهر نه تنها در افغانستان، که بلکه در دو کشور تاجیکستان و ایران نیز علاقه‌مندان خود را دارد. این علاقه در تاجیکستان به شکل بسیار بالائی وجود دارد و آهنگ‌های وی هنوز هم از بهترین‌ها به حساب می‌رود

احمد ظاهر نام کهنه‌ای در افغانستان نیست و آهنگ‌های وی هنوز هم علاقه‌مندان بی‌شمار خود را دارد، طوری که بیشترین مخاطبان رادیوها آهنگ‌هائی از احمد ظاهر فرمایش می‌دهند و این باعث شده است تا به منظور فرصت دادن به سایر خوانندگان، مجریان برنامه‌های موسیقی آهنگ‌های احمد ظاهر را در برنامه‌های بهترین موسیقی به رقابت نگذارند، زیرا می‌دانند در صورت وجود آهنگ احمد ظاهر، وی برنده بلا منازع خواهد بود

سالانه از سالروز شهادت احمد ظاهر در افغانستان و تاجیکستان تجلیل بعمل می‌آید. در افغانستان رسم بر این است که در سالروز شهادت وی، رادیوها و تلویزیون‌ها برنامه‌هائی را در مورد وی پخش می‌کنند و تنها و تنها آهنگ‌های احمد ظاهر را به نشر می‌سپارند

ظاهر چگونه مرده است ؟

احمدظاهر یک روز در “بهار روشن از امواج نور” با عبور از دامنه‌های تاکستان‌زار شمالی نرسیده به ارتفاعات سالنگ در یک حادثه تصادف موتر ” اتومبیل ” جانش را از دست داد. گفته می‌شود که این حادثه نه یک تصادف بلکه با قصد کشتن احمد ظاهر بوده است

احمدظاهر چگونه جان داد هر کس داستانی دارد. ساعت یازده صبح روز بیست و چهارم جوزای ۱۳۵٨ خورشیدی احمد ظاهر با محبوب‌الله پاچا از دوستان و اعضای خانواده و دو دوشیزه علاقمند صدایش از کابل به سوی شمالی در دره سالنگ می‌رود و همانجا دچار فاجعه می ‌شود

در ناحیه چپراق در پلچک نزدیک به علاقداری سالنگ روستاییانی که او را می‌شناختند جسم بیجانش را یافتند. زخم کاری بر پیشانی‌اش داشت. این ضرب از آله‌ای بود و یا از گلوله‌ای مهم نیست؛ آنچه که مهم است، این بود که قلب احمدظاهر از تپش باز مانده بود

این واقعه در آن زمان، یک حادثه ترافیکی اعلام شد، اما بعضیها ادعا می‌کردند که آوازخوان نامدار افغان، “ترور” شده است

دوشنبه ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵) بیست و شش سال از مرگ احمد ظاهر گذشت )

از آن زمان تاکنون، گزارشی که نشان‌دهنده تحقیقات رسمی در این زمینه باشد، منتشر نشده است

احمد ظاهر چگونه ترور شد ؟

به هر حال، مرگ احمد ظاهر، میلیونها نفر از علاقمندان و شیفتگان صدایش را در سر تا سر جهان به سوگ او نشاند، هر یکی به طرز خویش خبر این مصیبت را قبول کردند و تحمل نمودند

و ترانه ها

تنوع در اشعاری که احمد ظاهر اجرا کرده، قابل توجه است و این کاری است که کمتر آوازخوانی انجام داده است

در آثار احمد ظاهر، هم شعرهایی از شاعران متقدم مانند حافظ، سعدی، خاقانی شروانی، مولانای بلخی، امیر خسرو دهلوی، میرزا بیدل دهلوی ،صایب تبریزی، فروغی بسطامی وهم اشعاری از شاعران معاصری مانند فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج، مهرداد اوستا، ضیا قاری زاده، شهریار، اقبال، رهبر توخی، حمید مصدق ایرج میرزا، رهی معیری، احمد شاه اظهر، میرزا تورسن زاده، مریم ملک ابراهیمی، صادق سرمد، عبدالله قادری، فرخی یزدی، عماد خراسانی، حسین منزوی، فریدون مشیری، خلیل الله خلیلی، سیمین بهبهانی، معینی کرمانشاهی، عاطفی هروی، محمد تقی بهار، پژمان بختیاری، عبدالطیف ناظمی هروی، مهدی سهیلی و دیگران

ها

, انتشار مجموعه آثار احمد ظاهر در کتاب , عشق

در مجموع ۳۹۵ آهنگ از احمدظاهر در استدیوهای مختلف به ثبت رسیده است. از جمله ۷۵ آهنگ در استدیو رادیو کابل، ۱۷۱ آهنگ در استدیو افغان موزیک، ۶۳ آهنگ در استدیوی سنترموزیک، ۲۳ آهنگ در آریانا موزیک و افزون بر این، ۶۳ آهنگ محفلی[ انتشار مجموعه آثار احمد ظاهر در 'کتاب عشق' ] نیز از وی موجود است

افغان موزیک

احمد ظاهر تعداد ۱۴ آلبوم که شامل ۱۷۱ آهنگ است، توسط “افغان ‌موزیک” منتشر شده‌است که معمولاً با شماره‌شان مشهور اند

شماره یک

یک . تنیده یاد تو در تار پودم میهن
دو . ای سرود واپسینم
سه . اگر تو یارک من باشی
چهار . خودت میدانی گل من
پنج . این چه عشقیست که در دل دارم
شش . ز سنگ نیست قلب من
هفت . به خود گفتم پس از چندی فراموشت کنم
هشت . صد ره در انتظارت تا پشت در دویدم
نه . دل آوارهٔ من
ده . میروی از من و لبریز فغانم
یازده . گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
دوازده . ای که از یار نشان می‌طلبی
سیزده . یارک من چرا خوش باور هستی
چهارده . بجز تو مونسی دیگر
پانزده . اگر ای آسمان
شانزده . هر چند که دور از تو و پیش دیگرانم
هفتده . ای یار خوب من
هجده . ای جان من اسیر


شماره دو

یک. مه شاعر تو نهی
دو. هوای عشق تو از سر
سه. دل ما هر چی ریش
چهار. اگر بهار بیاید
پنج. اولین عشقم توبودی
شش. به عزم تو به سحر
هفت. مره دل خون کردی
هشت. بریده باد پای من
نه. به جز تو مونس دیگر
ده. صد ره در انتظارت
یازده. به خود گفتم
دوازده. هر چند که دور از تو
سیزده. ای یار خوب من
چهارده. ای جان من اسیرت
پانزده. اگراین آسمان
شانزده. مردمی شهر به تو گفت

شماره سه

اگر آواره و مستم
همه روز از تو به قهرم
ساقی
تنهاترین مرد زمینم
چه بیهوده چه ساده
از سفر خوش آمدی
بوی تو خیزد هنوز
بی وفا یارم
شب‌های ظلمانی
گرچه مستیم و خرابیم
همه یارانند
بریده باد پای من
یارک من
امشب دل من غصه دارد
موزیک

شماره چهار

بنازم قلب پاکت مادر من
عاشقم عاشق به رویت
ز همراهان جدایی مصلحت نیست
ز جان من چه میخواهی
از برای غم من
ای ساربان
عاشق شدم
روز و شبم الم ریزم
چشم سیه داری
بت نازنینم
ناله کن ای نی
بازی تو کردی با سرنوشتم
من ندانستم از اول
موزیک

شماره پنج

پر کن پیاله را
برایم گریه کن امشب
نمی خواهم تو را
به سنگ غم زدی
گذشت آن گه تو سر خیل دلبران بودی
گاه در آغوش این گاه در آغوش آن
از دستت فغان فغان دارم
بر خاطر آزاده
کیستم من رهنورد
شکست عهد من
بهار من
مرنجان دلم را
ماهم ز ره رسید
امشب به یاد روی تو
ای بیخبر از درد من
وای باران باران

شماره شش

قدح را سر کنید
تنها تویی
من غلام قمرم
کاش بودم لاله
شب چو در بستم
نگاه کن
بدل من شرر افروخت
خال به کنج لب یکی
سوز قلبم جاویدانی
میروم خسته و افسرده و زار
من مست و تو دیوانه
فقط سوز دلم را

شماره هفت

به آسمان بگویید
سلطان قلبم
من در سرای تو
ای نام غمت ترانهٔ من
چه خلاف سر زد از ما
من بار سنگینم
باز آی و کنارم بنشین
ایا صیاد رحم کن
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
معشوقه به سامان شد
می خندم اگر امشب
اشک‌های من همچون
موزیک

شماره هشت

بعد از اینکه رقیب
گفتم که نرو
ز دستم بر نمی‌خیزد
شادی کنید ای دوستان
اوبه دلته راورم (پشتو)
از غمت ای نازنین
شکایت دارم
گر کنی یک نظاره
ای گلزار من
من اگر دیوانه‌ام
دلبرا اگر تو یار من باشی
موزیک

شماره نه

بی تو گل گشت چمن
دانم چرا چشمان تو
پیدا شد و پیدا شد
ناله به دل شد گره
پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت
به داغ نامرادی سوختم
آخر ای دریا
دیگر اشکم مریز
سحر میگفت بلبل
چی شبها به یادت
ستاره دیده فرو بست
ای دزدیده چشم از آهو

شماره ده

یار با ما بی وفایی می‌کند
در کنج دلم
بمان ای شب
ترا افسون چشمانم
از تنگنای محبس تاریک
دور از تو هر شب تا سحر
اگر پنهان بود پیدا
آه چی خوش آمدی صفا کردی
بگذار بگریم
خرابم ز مستی
موزیک

شماره یازده

گل سنگم
لیلی لیلی جان
زدستم بر نمی‌خیزد
شادی کنید ای دوستان
تو به یک دشت پر از گل
تنها شدم تنها
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
دلت میخواد برای تو
می خندم اگر امشب
اگر ز خلق ملامت
موزیک

شماره دوازه

می گم که دوستت دارم
گفتی که می‌بوسم تو را
دوستت دارم همیشه
به آتش این خوی خود
زبانم را نمی‌فهمی
جینا یها
لیلی لیلی جان
نی نی هرگز هرگز
کاشکی کاشکی
من رانده ز میخانه‌ام
به خدا رسیده باشی
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
موزیک

شماره سیزده

یک . بیا بریم به سنگران
دو . من نی‌نوازم
سه . ای بت بیرحم
چهار . آهنگ زندگی
پنج . یاد آن سرو روان
شش . عشق تو بر من
هفت . ای رشک گلها
هشت . سرود شبانگاه
نه . مست شدم ساقی
ده . زیبای من
یازده . کرده‌ام ناله بسی
دوازده . موزیک

شماره چهارده

یک . توبه از شب هجران توبه
دو . وای من بیهوده‌ام
سه . امشب از باده خرابم
چهار . چرا دیشب بسوی من
پنج . تا به جفایت خوشم
شش . اگر عشق باشد
هفت . بخدا تنگ است دلم
هشت . از تو دورم
نه . خدا بود یارت
ده . دل ز سودای دو چشمت
یازده . هنوز بر لب من
دوازده . نغمه


موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان
 
بیوگرافی مختصر وحید قاسمی

زاد روز: هفتم حوت 1339 خورشیدی برابر به26 فبروری 1960 میلادی
زادگاه: گذر باغ نواب شهـر کهنه کابل
آمـوزشهـای نخسـتین، میانه و برتر را در مکتب سـردار جانخان، لیسه نادریه و فاکـولته ادبیات دانشگاه کابل فـراگـرفته اسـت.
آموزش بنیانهـای مـوسـیقی شـرقی را از استاد یوسف قاسمی و اسـتاد یعقوب قاسمی فـراگـرفت و اساسات موسیقی غربی را از اسـتاد سلیم سـرمسـت وببرک وسا آموخت. در سال 1356 (1977) باایحاد گروه هنری "شاین " به فعالیت آغاز نمود . وی از سال 1357 تا امروز به عنوان آواز خوان, تنطیم کننده موسیقی و آهنگساز فعالیت دارد.وحید قاسمی از سال (2006) م بدین سو در داخل افغانستان به گرد آوری,شناسایی و تحقیقات موسیقی اصیل و فولکلور کشور مصروف میباشد و برای تحقیقات ساحوی ,سفر های به ولایات , شهر ها و روستا های کشور دارد.

آهنگ های وحید قاسمی را دوست دارید؟

 هنرپيشه و هنرمندان

احمد ظاهر همراه با فاميل شانPhoto: ‎احمد ظاهر همراه با فاميل شان‎



موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان

  1. .

    موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان














GetBC(35);
درباره وبلاگ

بازتاب موضوعات تازه ، داغ و حاد جامعه ، با نشر مقاله های اجتماعی ، سیاسی ، انتقادی ، پیشنهادات ، نظریات ، تصاویر و معرفی هنرمندان مؤفق

This web blog has aim to inform you about updated and latest news, public articles, political, critical, photos & snap shots and introduce of Artist.
It’s better to know your viewpoints about this web blog.
امکانات وب

موسقی رب درافغانستان

تب موسیقی رپ در افغانستان

در افغانستان با توجه به این که هنوز عده‌ای تحمل هنرنمایی دختران جوان را ندارند اما دختران هنرمند در تمام بخش های هنر از جمله موسیقی نقش چشمگیری داشته اند.

در کنار ده ها سبک متفاوت دنیای معاصر موسیقی، نوع "رپ" در سالهای گذشته میان جوانان افغان و آوازخوان های حرفه‌ای و آماتور جا باز کرده است.

رپ از انواع جوان دنیای موسیقی است که بیش از سی سال پیش به ابتکار گروهی از جوانان سیاهپوست آمریکا در نیویورک برای مبارزه با "تبعیض نژادی" و برآورده شدن یک سری از اهداف سیاسی آنان، روی کار شد.

در چند سال اخیر شمار زیادی از جوانان افغان با ایجاد گروه‌های کوچک و بزرگ، توانسته اند یا به صورت منسجم و یا هم پراکنده، کارهایی در چارچوب موسیقی رپ در داخل کشور انجام دهند.

آغاز رپ در افغانستان

"بهتر است در رپ، ترکیبی از رباب، هارمونیا و دنبوره استفاده شود تا شنونده های زیادی را به خود جلب کند."

رستگار

با آنکه رپ در افغانستان بسیار نو است و بسیاری از افغانها حتی شناخت ابتدایی هم از آن ندارند اما این موسیقی پُر سر و صدا و گاهی آرام توانسته در مدت کوتاهی میان جوانان و نوجوانان افغان خوب جا بیافتد.

بیژن ظفرمل از آغازگران موسیقی رپ در افغانستان است که به نام های "بیژن جان قندوزی" و "دی جی بیژو" نیز شهرت دارد. او موسیقی رپ را در سال ۲۰۰۶ میلادی با اجرا از طریق تلویزیون های خصوصی، برای افغان های داخل کشور معرفی کرد.

اما هنوز هم وقتی بیژن قندوزی با کلاه و کفش و لباس مخصوص رپ در کوچه و بازار کابل راه میافتد چشمهای رهگذران به طرف او خیره می شود.

بسیاری از کودکان و جوانان افغان وقتی بیژن قندوزی را در بیرون می بینند، از او می خواهند که عکس یادگاری داشته باشند. بیژن ظفرمل موسیقی رپ را پیش کسی نیاموخته و از آماتوران رپ افغانستان است.

بیژن ظفرمل می‌گوید که هفت سال پیش وقتی او برای اولین بار با لباس رپ وارد افغانستان شد، مردم آشنایی کافی با این سب موسیقی نداشتند اما حالا تعداد آوازخوان ها و علاقمندان رپ در افغانستان بسیار زیاد شده‌اند.

چرا رپ؟

در افغانستان رپ خوانانی که تازه ظهور کرده اند دلایل گوناگونی برای انتخاب رپ به عنوان یک سبک هنری دارند. رپ از نظر بیژن ظفرمل یعنی "گپ و قصه و اجرای ساز و آواز با زبان مردم و برای مردم."

فرید رستگار آوازخوان افغان

بیژن رپ را به خاطری انتخاب کرده است که بتواند حرف‌های ناگفته را بیان کند. به نظر او بیان بعضی از ناگفته ها در سایر قالب های هنری دشوار و بسا ناممکن است از اینرو می گوید که می تواند با استفاده از رپ، حرف هایش را آزادانه بیان کند.

هرچند بیژن رپ را راهی برای بیان ناگفته ها می داند اما سوسن فیروز از دختران رپ خوان در افغانستان موسیقی رپ را گزینه ای مناسب برای بیان دردهای جامعه می‌داند. جامعه ایکه به باور او هنوز نیاز به مبارزه با سنت‌های ناپسند دارد.

سوسن حالا ۲۳ ساله است و ازینکه مردم او را دختر رپ خوان افغان صدا می زنند، خرسند است و به خود می بالد.

سوسن در دوسالی که به موسیقی رپ رو آورده زندگی اش بسیار متحول شده است. خود او در پاسخ به این پرسش که چرا رپ را انتخاب کرده است گفت: "۲ سال پیش دخترِ پدر و مادری خیاط بودم که در خانه مخمل ها را برای مردم مهره دوزی می‌‌کردند، یک سوسن عادی بودم اما امروز یک کرکتر و یک رپر."

در کنار سوسن تعداد انگشت شمار دختران دیگر نیز به اجرای موسیقی رپ روی آورده اند که این موضوع منتج به رقابت میان پسران و دختران رپ خوان در این کشور شده است.

رپ در جامعه سنتی افغانستان

""۲ سال پیش دخترِ پدر و مادری خیاط بودم که در خانه مخمل ها را برای مردم مهره دوزی می‌‌کردند، یک سوسن عادی بودم اما امروز یک کرکتر و یک رپَر."

سوسن

در جامعه سنتی افغانستان، جایی که ده سال پیش موسیقی حرام دانسته میشد وقتی یک هنرمند به ویژه یک آوازخوان زن، در پرده های تلویزیون‌ها ظاهر می شود، مردم واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. برخی با شور و اشتیاق حرکات و اجرای هنرمند را می بینند، عده‌ای فقط ساز و سرود را می شنوند و افرادی را هم می توان یافت که صدا و سیمای هنرمند را محکوم می کنند.

در چنین کشوری، برای جا افتادن سبک های معاصر موسیقی شاید دست کم ده سال زمان بسیار کمی باشد.

فرید رستگار از آوازخوانان افغان که تجربه سی ساله موسیقی دارد به این باور است که موسیقی رپ در درازمدت می تواند در جامعه‌ای مثل افغانستان علاقمند خوبی به خود پیدا کند.

او به این باور است که مردم افغانستان به موسیقی های دیگری چون موسیقی فولکلور علاقه دارند و دشوار است که مردم افغانستان رپ را به فولکلور ترجیح بدهند.

جایگاه رپ در موسیقی افغانستان

در افغانستان تقریبا تمام سبک های موسیقی از کلاسیک تا پست مدرن رایج شده است.

بیژن قندوزی اولین رپ خوان افغان

دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل، در کنار سایر انواع موسیقی، نوع رپ را در چارچوب واحد درسی "سبک های موسیقی تدریس می کند.

اسلام‌الدین فیروز استاد هنرهای زیبای دانشگاه کابل با این باور است که رپ از انواع "ساده، یکنخواخت و فاقد هارمونیا و میلودی" موسقی است.

آقای فیروز معتقد است که رپ هنوز در گستره موسیقی افغانستان جا نیافتاده و علاقمندان زیادی ندارد از این رو برای پیشکش رپ به عنوان یک موسیقی تاثیرگذار نیاز است که این نوع موسیقی با شعر و مفاهیم با معنی آراسته شود.

پیشتازان موسیقی رپ و همچنین رپ خوان های افغان رپ را با استفاده از تجهیزات پیشرفته موسیقی و با طرز و شیوه خاصی ارایه می کنند که اغلب شنونده‌ها در دفعات اول حتی حرف آوازخوان را هم نمی فهمند.

فرید رستگار اما تاکید می‌کند که اگر روی رپ در افغانستان بیشتر و آگاهانه کار شود، به زودی به یک موسیقی پُر طرفدار تبدیل خواهد شد. او پیشنهاد می کند که "بهتر است در رپ، ترکیبی از رباب، هارمونیا و دنبوره استفاده شود تا شنونده های زیادی را به خود جلب کند."

آگاهان موسیقی در افغانستان می گویند با توجه به این که در موسیقی رپ هیچ محدودیتی وجود ندارد، این نوع موسیقی می تواند در قالب های مختلفی به منظور انعکاس واقعیت های اجتماعی، مشکلات اقتصادی و انتقادهای سیاسی هم استفاده شود

تصویری ازمردم قدیم دربرابر اشغال گران درنزدیک ارگ هرات

مکانهای تاریخی هرات باستان

مکانهای تاریخی


پل مالان، اثری تاریخی و دیدنی در هرات

مصلای هرات، اثری دیدنی بجا مانده از دوران تیموریان در هرات
مسجد جامع خرقه مبارکه، مسجدی دیدنی در منطقه پایحصار هرات

هرات شهری باستانی است و بناهای تاریخی بسیاری دارد. اسکندر مقدونی، ارگ هرات را که به قلعه اختیار الدین هرات مشهور است، ساخته‌است و بنای عظیم آن اکنون یکی از کهن ترین و زیبا ترین اماکن هرات است. فارس‌ها، ترک‌ها، مغول‌ها و ازبک‌ها برای تسخیر این قلعه جنگیده‌اند. در اواخر دوره محمد ظاهر شاه و دوران سردار داود خان، بودجه‌ای برای بازسازی آن اختصاص دادند که در پایان دوره داودخان دوباره احیا و بازسازی شد. برج و باروهای بزرگ این قلعه از دوردست‌ها دیده می‌شود.

مسجد جامع بزرگ شهر هرات نیز که به پنجمین مسجد جامع بزرگ جهان شهرت دارد یکی از شگفتی‌های این مرز و بوم است. ساختمان این مسجد به این دلیل که پیش از اسلام نیز عبادتگاه آریایی‌های یکتاپرست بوده، بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و مساحت آن به ۴۶ هزار و ۷۶۰ متر مربع می‌رسد. این بنای زیبا و شگفت انگیز که چند هزار سال قدمت دارد در سال ۲۹ هجری بعد از گرایش مردم هرات به دین اسلام، از حالت ساختمان معبدی بزرگ به مسجد مسلمانان بدل شد.

گذشته از ارگ هرات و مسجد جامع، گازرگاه شریف (آرامگاه پیر هرات)، شاهرخ میرزا، مناره‌ها، مسجد گوهرشاد بیگم و چشت شریف از جمله بناهای تاریخی هرات است. علاوه بر این مقبره‌ها و آرامگاه‌های مولانا، جامی، امام فخر رازی، شهزاده قاسم، شهزاده عبدالله، سلطان آغا، خواجه غلطان ولی، ملا واعظ کاشفی، ملا ناسفنج وسید عبدالله مختار، قدمت فرهنگی این شهر را به رخ هر بازدید کننده‌ای می‌کشد.

حوضها و آب انبارهای تاریخی شهر هرات نیز از مظاهر مهم معماری و تمدن این شهر به حساب می‌آمده‌اند. از نظر فن معماری و ارزشهای تاریخی، آب انبارهای هرات، به مهم‌ترین بناهای تاریخی این شهر، همچون مساجد و مزارات آن پهلو می‌زند.

از دیگر آثار تاریخی هرات پل مالان است که یکی از بناهای تاریخی هرات و از پلهای زیبا و تاریخی افغانستان می‌باشد که بر روی رودخانه هریرود در منطقه مالان ساخته شده‌است. این پل در سال ۵۰۵ هجری قمری (برابر با ۱۱۱۰ میلادی) و در زمان سلطان سنجر سلجوقی به همین شکلی که اکنون هست، با اندک تفاوت، ساخته شد.

در سال ۱۹۷۸ میلادی به دنبال حفاری‌های باستان‌شناسی که در هرات جریان داشت، چهار کنیسه بنام ملا آشور، غول، یوآو و چهارمی بدون نام، کشف شد که همه آنها در قسمت‌های قدیمی شهر باردورانی و مُهمندها قرار داشتند. بعدها کنیسه ملا آشور تبدیل به مکتب و کنیسه غول به عنوان مسجد حضرت بلال نام گرفت، ولی کنیسه یوآو هنوز با مشخصات اصلی‌اش باقی مانده. هرات بزرگ‌ترین جامعه یهودی افغانستان را دارا بوده‌است و یهودیان محلی به شکل فرهنگی با یهودیان ایران در ارتباط بودند. یهودیان افغانستان که بیشتر در هرات، کابل، بلخ و بعضا در غزنی می‌زیسته‌اند، پیشینه طولانی در این کشور دارند. بودوباش یهودیان در هرات بیشتر در شهر قدیم هرات و در محدوده بازار عراق و محلهٔ مُهمندها بوده و اکثریت آنان به فعالیت‌های تجارتی اشتغال داشتند. مهاجرت یهودیان هرات به دیگر کشورها، با تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و همزمان با آغاز جنگ اعراب و اسرائیل و تشدید مخالفت‌ها با یهودیان شروع شد که با کودتای ثور سال ۱۳۵۷ و جنگ‌های داخلی، آخرین بازماندگان یهودی از هرات خارج گردیدند.[۱۸]

برخی از آثار تاریخی این شهر به دستور مقامات طالبان ویران شد. برخی دیگردر اثر جنگ‌های بیست سال اخیر و بی توجهی لطمه دیده‌است.

در سال ۲۰۰۸ شهر قدیم هرات برندهٔ جایزه میراث فرهنگی آسیا-اقیانوسیه در سازمان علمی فرهنگی آموزشی (یونسکو) سازمان ملل شد.[۱۹]

پارک‌های شهر

 
تفریح تعدادی از مردم هرات در تخت صفر

شهر هرات دارای چند پارک است که بزرگترین و معروفترین آن پارک تخت صفر است. تخت صفر در دامنه‌های نسبتاً هموار شمالشرق شهر هرات واقع شده واز فراز تپه‌های آن منظره شهر را به خوبی می‌توان تماشا کرد، اولین تهداب و نام گذاری آن به زمان تیموریان هرات. روایت برفراز تپه‌ای که اکنون بلند ترین نقطه وشامل باغ تخت صفر است، گوهرشاد بیگم ملکه مشهور، بخواهش پدرش ملاصفرگاوچران تختی ساخته بوده تا ملاصفر برآن بنشیند و چریدن گله گاو را مراقبت نماید وچون منطقه‌ای مرتفع ودارای چشم انداز وسیع می‌باشد.

پارکهای ملت، شیدایی، فرهنگ، میر داوود و مجتمع تفریحی استقلال از جمله پارکهای دیگر معروف هرات هستند. پارک اکو که به تازگی توسط اعضای اکو تهداب گذاری شده‌است مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفت.

هتل ۵ ستاره که میان تخت صفر و باغ ملت است منظره زیبایی را در بالای شهر هرات به وجود آورده‌است.

روزهای تعطیل عمومی، و همچنین جمعه‌ها و چهارشنبه‌ها تعدادی از مردم بیرون از خانه غذا می‌خورند.

مردم هرات عموما نسبت به مردم سایر ولایت افغانستان به تفریح و گردشگری علاقه بیشتری دارند.

هتل‌ها

هتل پنج ستاره در منطقه‌ای بین تخت صفر و باغ ملت در هرات

شهر هرات دارای چند هتل معروف است.

زیباترین و مجلل ترین هتل هرات هتل پنج ستاره‌است، پنج ستاره میزبان وزاری خارجه کشورهای عضو اکو بود، هتل پنج ستاره با نمای دلچسب توسط مهندسان ترکی و تمویل از بودجه گمرک هرات توسط اسماعیل خان والی پیشین هرات در سال ۱۳۸۵ ساخته شده است. ساخت هتل پنج ستاره با هزینه زیاد پس از برکناری اسماعیل خان، برای شهردار هرات مشکل آفرین شد. عبدالجبار ثابت دادستان کل افغانستان شهردار هرات را به اتهام ساختن این هتل به دادگاه کشاند، اما پس از مدتی جنجال آن پایان گرفت. پس از آن هتل موفق در قلب شهر هرات میزبان میهمانان خارجی و داخلی هرات است.


بزرگان شهر هرات را به نام عروس شهرهای افغانستان به دلیل زیبایی نام گذاری کرده اند.

تاریخ هرات

هِرات مرکز ولایت هرات در غرب افغانستان است. این شهر پس از کابل، دومین شهر پرجمعیت افغانستان محسوب می‏شود. هرات قطب صنعتی و مهمترین کانون فرهنگی و تاریخی افغانستان به‌شمار می‌آید.

هرات یکی از پر جمیعت ترین شهرهای افغانستان است و همراه با کابل، مزار شریف و قندهار یکی از چهار شهر بزرگ افغانستان به شمار می‌آید. باشندگان اصلی هرات به زبان فارسی با لهجه شیرین هراتی سخن می‌گویند.

هرات را به دلیل تاریخی بودن آن به نام هرات باستان یاد میکنند.


ولایت غور، از ولایات مرکزی افغانستان بوده و میان ولایتهایی نظیر هرات، دایکندی، فاریاب، فراه و جوزجان قرار دارد. مساحت مجموعی این ولایت به ۳۸٫۸ هزارمتر و جمیعت آن بالغ بر ۸۰۰۰۰۰ میباشد.  در سال ۱۳۵۷ تعداد مدارس در این ولایت به ۱۴۱ باب می‌رسید که در شش باب آن دختران آموزش می‌دیدند. تعداد آموزگاران و کارمندان آموزش و پروش در غور به ۶۸۹ نفر می‌رسید (شمار تمام آموزگاران و مأمورین دولتی در ولایت غور از ۱۰۷۰ نفر در نمی‌گذشت) و مدارس، حدود ۲۰۰ نفر آموزگار کمبود داشتند. شمار شاگردان همه مدارس در غور به حدود ۱۶ هزار نفر می‌رسید و درصد باسوادان این منطقه به رقم پنج بالغ می‌گردید. معــادن ولایت غور: در شهر غور معادن سرب، سیماب، نمک و همچنین آهن، زاک، زمج و طلا وجود دارد. عمده‌ترین مشغولیت مردم را کشاورزی و دامداری تشکیل می‌دهد. تعداد گوسفندان حدود سه میلیون رأس برآورد می‌شود و فرآورده گندم بیشتر از ۶۰ درصد نیازهای مردم را رفع نمی‌نماید. مردم ولایت غور:  ۹۷٪ فارسی زبانان این ولایت را  تاجیک‌ها و هزاره‌ها تشکیل میدهند.ازبک‌ها و گروه کوچکی از پشتون‌ها نیز در این ولایت زندگی می‌کنند. بیشترین نفوس این ولایت مربوط به تاجیک ها میباشد که تاجیک ها  ۶۵٪ نفوس قومیتی این ولایت را تشکیل میدهد. تاریخ ولایت غور: ولایت غور یکی از ولایات کهن افغانستان بوده که  مرکز فرمانروایی غوریان و از زیبایی های آن زمان بوده است. تقسیمات اداری ولایت غور: - چغچران مرکز غور - تولک - شهرک - ساغر - تیوره - پسابند - لعل و سرجنگل - دولتیار - چهارسده - دولینه

متن کامل

هرات 2

جایگاه  تمدنی و  استراتیژیکی هرات به ویژه در عصر تیموریان مشغله فکری بسیاری پژوهش گران تاریخ وکارشناسان خارجی قرار داشته است. احمد رشید ژورنالست و کارشناس امور افغانستان و آسیای مرکزی در مورد عظمت تاریخی هرات در مشهور ترین اثرش« طالبان، اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید» چنین می نویسد: « هرات گهواره تمدن و تاریخ افغانستان محسوب می شود. این شهر واحه ای در میان صحراست که سابقه آن به پنج هزار می رسد. دشت حاصلخیز هرات که 320 کیلومتر مربع وسعت دارد، چون نگینی در میان حلقه  کوه ها قرار گرفته است و گفته می شود حاصلخیز ترین خاک در آسیای مرکزی است. مورخ یونانی  «هرودت» هرات را سبد غذای آسیای مرکزی وصف کرده است.امپراطور بابر در خاطراتش نوشته است:« در تمام نقاط مسکون جهان شهری چون هرات وجود ندارد.». بریتانیا ییها  زیبایی هرات را به بخشی جزیره انگلیس تشبه کرده اند. جاسوس و جهانگرد انگلیس کاپتن« کنولی» در سال 1831 نوشت:« در میان تپه های سرسبز، روستاهای کوچک و زیبا، باغها و تاکستانها، و مزارع گندم قرار دارند. نهر های کوچک و زلال که از هر طرف دشت  حاصلخیز هرات را قطع می کنند، این مناظر دلربا را زیباتر ساخته است»... اولین بنای مسجد اصلی، در مرکز شهر به قرن هفتم میلادی برمی گردد که در سال 1200 میلادی به وسیله غوریان تجدید بنا گردید.

 در عصر های میانه، هرات هم مرکزی برای مسیحیت تحت نفوذ کلیسای« نستوری» و هم پایگاه مهم تصوف، یعنی نظریه زاهدانه اسلام به شمار می رفت. افرادی از پیروان« نقشبندیه» و« چشتیه»، انجمنهای اخوت صوفیه به مقامات وزارت و صدارت عظمی رسیده اند.

خواجه عبدا له انصاری در گذشته به سال 1088« پیر» هرات است. او شاعر، و فیلسوف و صوفی مشهوری بود و تا هنوز پیروان زیاد در افغانستان دارد.

.... شاهرخ فرزند تیمور و همسرش گوهر شاد پایتخت امپراطوری تیمور را در سال 1401 م از سمرقند به هرات منتقل کردند این شهر به اوج شهرتش رسید.

تاریخچه کامل هرات باستان

ای هرات ای منبـع علم و فضیلت گستری
ای شده نام تــو نامـــــی در نـــوابغ پــــــر...وری

شرق را بر غرب اگر باشد کمال و امتیاز
دارد از تو آن کمـــــال و امتیـــاز و برتـــــــری
...
گر بود بــــلخ گزین را حرمـــــت ام البـــلاد‌
برتــو می‌نــــازد کــه دارد افتخــــار مـــــــادری

گر عـــروس غــزنه را زیـــور بیاراید جمـــال
صد جهــان زیــور، جمالت را بــود بـی زیوری

در کمال و دانـــــش و اخــــــلاق و آییـــــن ادب
شهـــرتت باشــد فروزان تر ز مهــــر خـــــاوری

کس نبـــود آگــاه از لفظ دری در رشـــت و ری
بــــود بـــازار تـــــو گـــــرم آنگـــــــاه از دُرّ دری

در خط وتذهیب ومعماری و موسیقی و شعــر
در خراسان کهن صدسال بودت ســــروری

شاد بادا روح انصـــاری کـــه در کازرگهــــــت
کرد عمری جامـــــه‌ی پرهیزگــــاری گـازری

یاد آن روزی که رازی داشت در دانشگـــهت
تکیه بر اوج معارف ، راز دانش گستـــری

قهرمانی چون نوایی را تو پروردی ز مهـــــــــر
قهرمان جنگ نه ، ســــالار دانش پــــــــروری

مادر گیتــــــی نـــــزاده و نــــزایــد بعـد از این
همچو بهزادت مهین استاد در صورتگــــــــری

افتخار شرق جامی تا چشید از جام تــــــــــو
باشدش در هفت اورنگ و معـارف ســـــــروری

خفته در آغوش و دامانت هزاران نامــــــــــور
نام هریک زینت و سرلوحـه‌ی دانشـــــــوری

می سزد گفتن ترا گنجینه‌ی تاریخ دهـــــــــر
با چنین تاریخ و فرهنگ و دیانت گستـــــــری

گر کسی پرسند ازتو کزشهرها خوشتر کدام
گرجواب راست خواهی گفتن او را گو‌«هری

این جهان را همچو دریادان ، خراسان را صدف
در میان این صدف شهر( هری) چون گوهــــری
 
هرات شهری باستانی است و بناهای تاریخی بسیاری دارد. اسکندر مقدونی، ارگ هرات را که به قلعه اختیار الدین هرات مشهور است، ساخته‌است و بنای عظیم آن اکنون یکی از کهن‌ترین و زیباترین اماکن هرات است. فارس‌ها، ترک‌ها، مغول‌ها و ازبک‌ها برای تسخیر این قلعه جنگیده‌اند. در اواخر دوره محمد ظاهر شاه و دوران سردار داود خان، بودجه‌ای برای بازسازی آن اختصاص دادند که در پایان دوره داودخان دوباره احیا و بازسازی شد. برج و باروهای بزرگ این قلعه از دوردست‌ها دیده می‌شود.

مسجد جامع بزرگ شهر هرات نیز که به پنجمین مسجد جامع بزرگ جهان شهرت دارد یکی از شگفتی‌های این مرز و بوم است. ساختمان این مسجد به این دلیل که پیش از اسلام نیز عبادتگاه آریایی‌های یکتاپرست بوده، بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و مساحت آن به ۴۶ هزار و ۷۶۰ متر مربع می‌رسد. این بنای زیبا و شگفت انگیز که چند هزار سال قدمت دارد در سال ۲۹ هجری بعد از گرایش مردم هرات به دین اسلام، از حالت ساختمان معبدی بزرگ به مسجد مسلمانان بدل شد.

گذشته از ارگ هرات و مسجد جامع، گازرگاه شریف (آرامگاه پیر هرات)، شاهرخ میرزا، مناره‌ها، مسجد گوهرشاد بیگم و چشت شریف از جمله بناهای تاریخی هرات است. علاوه بر این مقبره‌ها و آرامگاه‌های مولانا، جامی، امام فخر رازی، شهزاده قاسم، شهزاده عبدالله، سلطان آغا، خواجه غلطان ولی، ملا واعظ کاشفی، ملا ناسفنج وسید عبدالله مختار، قدمت فرهنگی این شهر را به رخ هر بازدید کننده‌ای می‌کشد.

حوض‌ها و آب انبارهای تاریخی شهر هرات نیز از مظاهر مهم معماری و تمدن این شهر به حساب می‌آمده‌اند. از نظر فن معماری و ارزشهای تاریخی، آب انبارهای هرات، به مهم‌ترین بناهای تاریخی این شهر، همچون مساجد و مزارهای آن پهلو می‌زند.

از دیگر آثار تاریخی هرات پل مالان است که یکی از بناهای تاریخی هرات و از پل‌های زیبا و تاریخی افغانستان می‌باشد که بر روی رودخانه هریرود در منطقه مالان ساخته شده‌است. این پل در سال ۵۰۵ هجری قمری (برابر با ۱۱۱۰ میلادی) و در زمان سلطان سنجر سلجوقی به همین شکلی که اکنون هست، با اندک تفاوت، ساخته شد.

در سال ۱۹۷۸ میلادی به دنبال حفاری‌های باستان‌شناسی که در هرات جریان داشت، چهار کنیسه بنام ملا آشور، غول، یوآو و چهارمی بدون نام، کشف شد که همه آنها در قسمت‌های قدیمی شهر باردورانی و مُهمندها قرار داشتند. بعدها کنیسه ملا آشور تبدیل به مکتب و کنیسه غول به عنوان مسجد حضرت بلال نام گرفت، ولی کنیسه یوآو هنوز با مشخصات اصلی‌اش باقی مانده. هرات بزرگ‌ترین جامعه یهودی افغانستان را دارا بوده‌است و یهودیان محلی به شکل فرهنگی با یهودیان ایران در ارتباط بودند. یهودیان افغانستان که بیشتر در هرات، کابل، بلخ و بعضا در غزنی می‌زیسته‌اند، پیشینه طولانی در این کشور دارند. بودوباش یهودیان در هرات بیشتر در شهر قدیم هرات و در محدوده بازار عراق و محلهٔ مُهمندها بوده و اکثریت آنان به فعالیت‌های تجارتی اشتغال داشتند. مهاجرت یهودیان هرات به دیگر کشورها، با تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و همزمان با آغاز جنگ اعراب و اسرائیل و تشدید مخالفت‌ها با یهودیان شروع شد که با کودتای ثور سال ۱۳۵۷ و جنگ‌های داخلی، آخرین بازماندگان یهودی از هرات خارج گردیدند.[۲۵]

برخی از آثار تاریخی این شهر به دستور مقامات طالبان ویران شد. برخی دیگردر اثر جنگ‌های بیست سال اخیر و بی توجهی لطمه دیده‌است.

در سال ۲۰۰۸ شهر قدیم هرات برندهٔ جایزه میراث فرهنگی آسیا-اقیانوسیه در سازمان علمی فرهنگی آموزشی (یونسکو) سازمان ملل شد

                                         فرهنگ و هنر

هرات به شهر علم و فرهنگ نیز شهرت دارد، شهرت هرات به این نام بیشتر بخاطر شاعران، نویسنده گان و هنرمندانی است که از گذشته‌ها تا کنون در این شهر پرورش یافته‌اند. شهر هرات دارای چندین انجمن ادبی، هنری و فرهنگی است که در این میان انجمن ادبی هرات با سابقه‌ای طولانی از شهرت بیشتری برخوردار است.

انجمن ادبی هرات، شاعران و نویسنده گان معاصر را حمایت می‌کند و برنامه‌های آموزشی نیز برای نو شعر پرداختگان دارد. رییس این انجمن محمد مسعود رجایی استاد دانشگاه هرات است.

انجمن‌های دیگر ادبی مانند انجمن ناظم هروی و انجمن اخلاق و معرف نیز فعالیت گسترده‌ای در هرات دارند.

شمار زیادی از هنرمندان معاصر معروف آهنگ افغانستان نیز اهل هرات هستند که معروف‌ترین آنان استاد امیر محمد، استاد محمود خوشنواز، جلیل احمد دل آهنگ، عبدالوهاب مددی، امیر جان صبوری، تواب آرش و شکیب مصدق هستند.

سرشناسان

این شهر آرامگاههای بزرگان اولیا و علما را در خود جای داده از این جمله می‌توان آرامگاه خواجه عبدالله انصاری معروف به «پیر هرات»، بزرگترین شاعر صوفی هرات، میرعبدالواحد مشهور به سلطان اغا و... را که در پایین ذکر شده‌اند نام برد. آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در روستای گازرگاه در شمال شهر هرات است که به فرمان شاهرخ تیموری ساخته شد.

هرات در برخی منابع داخلی به خاک اولیاء الله معروف است. این سرزمین تاریخی، همواره کانون علم و فرهنگ بوده، علماء و فضلای بزرگ را در دامان خویش پرورانیده‌است. در فهرست زیر نام تعدادی از آنها که در هرات بدنیا آمده یا زیسته‌اند آمده‌است:

  


پس از سقوط صفویان هرات مدتی در اشغال طایفهٔ ابدالی بود و به دست نادر شاه افشار افتاد. پس از مرگ نادر افغان‌ها بر هرات مسلط شدند. انگلستان که از دیر زمان نگران دست اندازی روسیه به هندوستان بوده چشم طمع به سرزمینی دوخته که خود نام افغانستان بر آن نهاده بود تا بتواند آن را به صورت حایلی میان متصرفات آسیایی روسیه و هندوستان درآورد و مانع پیشروی روسیه به سوی اقیانوس هند و آسیای جنوبی شود. در دوران معروف به بازی بزرگ ماموران بریتانیایی در هرات فعال بودند و از جدایی آن از حکومت ایران پشتیبانی می‌کردند. در ۱۲۴۹ ه‍. ق عباس میرزا از سوی فتح‌علی شاه قاجار مامور پس گرفتن هرات از افغان‌ها شد[نیازمند منبع]. مرگ عباس میرزا در راه مشهد این کار را ناتمام گذاشت. محمد شاه قاجار نیز کوششی برای فتح هرات کرد که ناکام ماند. در زمان ناصرالدین شاه قاجار، دوست محمدخان، حاکم کابل و قندهار هرات را گرفت. نیروهای ناصرالدین شاه تحت فرمان حسام‌السلطنه هرات را محاصره کردند و در سال ۱۲۷۳ این شهر را گرفتند. با مداخلات بریتانیا در جنوب ایران و بحرانی شدن روابط ایران و بریتانیا طی معاهده پاریس که در ۱۲۷۳ ه. ق. (۲۳ جنوری ۱۸۵۷ میلادی) در پاریس بین نماینده ایران و سفیر بریتانیا امضا شد قرار شد که نیروهای بریتانیا از بنادر و جزایر جنوب ایران خارج شوند و در عوض ایران نیز سپاهیان خود را از هرات فراخواند و بناچار از شهر هرات و غرب افغانستان امروز صرف نظر کند. هرات که از زمان تاسیس کشور ایران به دست کوروش بزرگ همیشه بخشی وفادار از ایران و کانون فرهنگ و ادب این سرزمین، و برای مدتی نیز شاهزاده نشین ایران و مقر حکومت خراسان بود به همراه قسمت‌هایی از شرق هریرود به بعد به متصرفات امیر افغان (دوست محمدخان) ضمیمه گردید.

تلاش دوباره برای الحاق به ایران

پس از چندی میرزا حسن خان سفیر ایران در لندن متن اولیه قرار دادی با انگلیس را تنظیم کرد که بر اساس آن هرات به ایران باز گردد. متن اولیه قرار داد را برای ناصرالدین شاه می‌فرستند، وی در خواست استخاره می‌کند و به بهانه بد آمدن استخاره قرار داد را لغو می‌کند. بدین ترتیب بازگرداندن هرات به ایران رد می‌شود.


بیشتر تاریخ‌شناسان ریشهٔ نام هرات را برگرفته از نام ایرانی باستان «هَرَیو» که به معنی «پُرشتاب» است می‌دانند. نام سرزمین باستانی هریوا و پایتخت آن از نام رودخانه هریرود که در آن جاری است گرفته شده‌است. «هَرَیو-» را با «سَرَیو-» (Saráyu-) در زبان هندی کهن سانسکریت که نام رودخانه‌ای بوده‌ است همانند می‌دانند. برگرفتن نام سرزمین‌ها و شهر اصلی آنها از نام رودخانه در سرزمین‌های باستانی شرقی فلات ایران معمول بوده‌ است. مثال دیگر نام اوستایی «باخذی-» (Bāxδī) و پارسی باستانی «باختریش-» (Bāxtriš) یا بلخ امروزی که از نام رودخانهٔ بلخاب (به یونانی: باکتروس) گرفته شده‌است و همچنین نام اوستایی «هَرخوَیتی-»، پارسی باستانی «هَرَهُوَتی-» و سانسکریت «سَرَسوَتی-» (Sárasvatī-) که از نام رودخانهٔ ارغنداب گرفته شده است”.[۶][۷]

نام‌های تاریخی

به اوستایی: هَرویوَه (Harōiva)، در یشت ۱۰٫۱۴ (یشت چهاردهم مِهریَشت) و وندیداد ۱٫۹ (فرگرد یکم وندیداد) از اوستا

به پارسی باستان: هَرَیوه (Haraiva)، در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی

به پارسی میانهٔ ساسانی: هَریو (Harēv)، در سنگ‌نبشته‌ای از شاپور یکم در کعبه زردشت واقع در نقش رستم

به پهلوی: هَری (Hariy)، در فهرست پایتخت‌های استان‌های امپراتوری ساسانیان به زبان پهلوی

در دورهٔ اسکندر مقدونی: اسکندریه آریانِه (به یونانی: Αλεξάνδρεια, η Αρειανή / الکساندریا آریانه)، یا بطور ساده‌تر اسکندریه آریا

به یونانی باستان: آریا Ἀρεία (نباید با نام یونانی سرزمین باستانی آریانه (Arianē) اشتباه شود)

به لاتینی: آریا (Aria)


هِرات مرکز استان هرات در غرب افغانستان است.هِرات پس از کابل، دومین شهر پرجمعیت افغانستان و مرکز ولایت هرات دومین ولایت بزرگ افغانستان است. هرات قطب صنعتی و مهمترین کانون فرهنگی و تاریخی افغانستان به‌شمار می‌آید.[۳][۴]. رودخانه معروف هریرود از کنار این شهر می‌گذرد.

هرات یکی از پر جمعیترین شهرهای افغانستان است و همراه با کابل، مزار شریف و قندهار یکی از چهار شهر بزرگ افغانستان به شمار می‌آید. باشندگان اصلی هرات به زبان فارسی با لهجه هراتی سخن می‌گویند.

هرات را در گفتارهای ادبی و رسمی هرات باستان می‌گویند. این شهر از بابت مناره‌ها و معماری‌های عالی و مجلل خود شهرت دارد و در گذشته و حال، هرات یکی از مراکز عمدهٔ آموزشی شمرده شده‌ است. این شهر در سال ۲۰۰۹ پس از بررسی شهرهای مختلف جهان توسط سازمان یونسکو شامل برنامه هزار شهر و هزار زندگی این سازمان گردید.[۵].