دوستان عزیز به وبلاگ من خوش آمدید
مدیر وبلاگ محمدشفیع (مبارز )
دوستان عزیز به وبلاگ من خوش آمدید
مدیر وبلاگ محمدشفیع (مبارز )

هفته گذشته انتشار خبر بریده شدن بینی و لب خانمی به نام ستاره توسط شوهرش در هرات، بصورت گسترده ای در رسانههای افغانستان بازتاب یافت.
شماری در هرات در اعتراض به خشونت علیه زنان راهپیمایی کردند.
در کابل نیز حرکت های جمعی به راه افتاد. از جمله عده ای خانم ستاره را وقتی برای مداوا به ترکیه فرستاده میشد تا فرودگاه به صورت سمبولیک مشایعت کردند.
اما از میان این اقدامات اعتراضی، تراشیدن موی باران سجادی شاعر افغان مقیم کانادا، توجه عده زیادی را در شبکه های اجتماعی بخود جلب کرد.
باران سجادی عکس سر تراشیده خود را همراه با شعری که برای ستاره سروده است، در فیسبوک خود منتشر کرد.
شماری این اقدام باران سجادی را شهرت طلبی معنی کردند. شماری دیگر آن را بی فایده خواندند و گفتند چنین اقداماتی تاثیری بر محو خشونت علیه زنان افغان ندارد. عده ای هم از اقدام او بعنوان شهروندی که با ستاره هم دردی کرده، حمایت کردند.
در گفت و گویی که با باران سجادی داشتم، همه این سوالات و اما و اگرها را با او در میان گذاشتم.
شرح مفصل گفتوگو را اینجا بخوانید
هیچکس به زیر و زبر و همانجا فکر نمیکند
سالها روی دستهایت زندگی کردم
حتی سالاد فصل خوشبختی
من و تو سالاد آبی رنگ بودیم
هنگامی که موهایم را برش دادم
اینجا شب شده است
من به لبهای ستاره فکر کردم
تا آنجا که تصمیم کبری أجرا شد
مهم است
اقاقیای من باران بدون مو تحویل بگیرد
خیلی هم مهم نیست
موهایم درد میکرد
این موهای نامطمئن باید میرفتند
حالا موهایم رفتند
و من أصلاً غمگین نیستم
غصه لأی موهایم گور شده بود
من و همه ستاره های شهر امشب لب نداریم
مو نداریم
دماغ نداریم
مهم نیست کسی ما را ببیند
خدا کند ما
من و ستاره امشب
تا صبح حرف بزنیم
ستاره و لبهایش
با من حرف خواهد زد
ستاره دختر غمگینی که مرا
کچل ساخت
من ستاره هستم
تو ستاره هستی
........
باران
باران سجادی در پاسخ گفت بعد از انتشار عکس با موهای تراشیده در فیسبوک از بس پیامهای عجیب و غریب دریافته کرده مجبور شده ۲۴ ساعت فیسبوک خود ببندد.
او درمورد قصد خود از این اقدامش چنین توضیح داد: میدانم که این اقدام من هیج کمکی به بهبود زندگی ستاره نمیکند و زیبایی او را بازنمیگرداند. میدانم که ستاره در حال حاضر در وضعیت بدی است و حتی صدای اعتراض هایی را در حمایت از او بلند است را نمی شنود.
باران سجادی می گوید: ستاره برای من بیش از آنکه یک فرد باشد، یک تاریخ است. ستاره برای من حتی یک "زن" نیست. او میتواند حتی یک مرد باشد. و من علیه این تاریخ و این گذشته ای که همه را به رنج انداخته، اعتراض دارم.
قصدم از این حرکت این بود که شاید چهار پنج نفر این حرکت را ببینند. شاید چند نفر را به تامل وادارد و آنها راجع به وضعیتی که داریم. بیاندیشند. شاید این حرکت تکان کوچکی باشد برای عده ای هرچند محدود که از خود بپرسند چه شد که مردم ما به اینجا کشیده شد.
باران سجادی متولد مشهد-ایران است. در رشته برنامه ریزی شهری در دانشگاه فردوسی درس خوانده. از او تا کنون یک مجموعه شعر به نام سنگباران از سوی انتشارات تاک در کابل منتشر شده است.
باران میگوید یک ماه پیش برای اولین بار به افغانستان رفته و برای مدتی آنجا بوده است اما حالا مصمم است بزودی به افغانستان بازگردد و به گفته خودش آنجا بماند و کار کند
|
شاکردوست متولد ۱۳۶۳ تهران است،فرزند دوم خانواده،یک برادر بزرگتر ویک خواهر کوچکتر از خودش دارد. موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان 2nd or 3rd day at the hotel in gurgaon India with Mr. Shahrawan, Khanem Ustad Mahwash and my favourite afghan jurnalist the amazing Nazira jan Karimi! موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان The 1st True Love Any Girl Has, Is Her Father. No One Will Ever Replace Him, As The Love Of Her Life. موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان Shabana Mehryar was born in November 16th 1981 in kabul, into an artist family. Her parents, Sultan Ghazal Rahim Mehryar and Mashale Taranum Khanum Parastoo were counted as one of the most successful musical duos in the late 1980s. Her father Rahim Mehryar(R.I.P) was the best ghazal singer and seen by many as an icon and a legend in afghan music. Her mother Khanum Parastoo is recognized as the"Torch of Melodious" or (Mashal e Taranum) who started her career with the song "Saqi" in the early 1970s on Radio Kabul, since singing was not an appreciated job for female in Afghanistan at that time, but she did a great job of providing an image of a "gentlewoman" singer and a lady with great manners. Shabana Mehryar when she was only 8 years forced to flee her homeland with her family amid the chaos of civil war and emigrated to Germany where she still lives today. Born and raised into a musical family, grew up listening to the beautiful afgan melodies , having unique voice and amazing singing talent are the reasons that Shabana Mehryar started her singing career in 2010. Shabana Mehryar 's first duo song with Khaled Kayhan "Dukhtar Tajik" introduced to the afghans her astonishing vocal talent. Her style , her talent, and her outstanding voice set her apart in afghan music industry. زندگینامه شبانه مهریار صحبت از ستاره است که مانند والدینش (خانم پرستو وآقای رحیم مهریار)آسمان موسیقی افغانستان را درخشان خواهد کرد. شبانه مهریار در 25 عقرب 1360 هجری شمسی فصل زیبای پائیز را باتولدش زیباتر ساخته و در آغوش استوره های موسیقی افغانستان پا به گیتی نهاد. شبانه مهریار ازبدو تولدش زندگیش را در کنار پدر و مادرهنرمند وموسیقی اصیل افغانستان سپری نمود. پدرومادری که صدای آنها در هر خانه ای شنیده میشود وگوش سپردن به آهنگهای آنان جزئی از زندگی روزمره افغانهای است که در سراسر جهان زندگی میکنند. شبانه مهریار که هشت سال بیش نداشت همرا باوالدینش مانند هزاران پرنده مهاجر افغان به سمت کوههای غرب سواربر کشتی سرنوشت دیار زیبای افغان زمین را برای همیشه ترک نموده و تا به امروز در کشور آلمان روزگار میگذراند. کتاب زمان در دست تقدیر ورق می خورد و شبانه مهریاربناء براین که در اوان کودکی گوشهایش باملودی های موسیقی اصیل افغانی نوازش میافت و بزرگ شدن در کنار الگوی بزرگش یعنی مادرش خانم پرستو که برخلاف جامعه هنری آن زمان باتلاش بی پایان ثابت کرد که دختر افغان میتواند آفتابی زلالی باشد و چهره پسندیده و استواریک زن هنرمند را در اذهان عمومی از خود نشان داده وراه را برای دیگر هنرمندان زن هموارکرد از سال 2010 بدینسو فعالیت های هنری اش را آغاز نمود. شبانه مهریار با اولین ظهورش در آسمان موسیقی افغانستان با آهنگ دوگانه ای که با خالد کیهان داشت توانست قلبها را تسخیرکند و با آوازدل آنگیزش راهی در دهکده موسیقی افغانی برای خودش بار کند موضوعات مرتبط: هنرپيشه و هنرمندان ظاهرحنجره طلایی افغانستاناحمدظاهر، یکی از آواز خوانان برجسته و محبوب افغانستان است که در ٢۴ جوزای ۱۳٢۵ خورشیدی (۱۴ ژوئن ۱۹۴۶) در ولایت لغمان در خانواده روشنفکر دیده به جهان گشود. و در تاریخ ٢۴ جوزای ۱۳۵٨ (۱۴ ژوئن ۱۹۷۹) ظاهرا در یک اثر حادثهٔ ترافیکی جان باخت احمد ظاهر در بیست چهارم جوزای (خرداد) سال ۱۳۲۵ خورشیدی در کابل یا به قولی در ولایت لغمان زاده شد. احمد ظاهر آواز خوانی را از مکتب آغاز نمود و اولین آهنگش را درلیسه حبیبیه خواند. وی پس از نشان دادن استعداد در موسیقی در رادیو افغانستان برنامههایی اجرا نمود احمد ظاهر پس از گذراندن دوره دانشسرا (دارالمعلمین) راهی هندوستان شد تا به تحصیلات موسیقی بپردازد. شاید او اولین کسی بود که آلات موسیقی غربی را با موسیقی افغانی وفق داد و سازهای آکاردئون، ارگ و ترومپت و غیره را به موسیقی افغانی هدیه آورد. آوازه او از طریق موسیقی از شهرت پدرش که صدراعظم وقت افغانستان بود بالاتر رفت. شهرت او آنقدر بر سر زبانها بود و هست که مردم افغانستان هنوز فکر میکنند اوبهترین آوازخوان افغانستان تا هم اکنون بوده است. او در سال ۱۳۵۱ خورشیدی لقب بهترین آوازخوان سال افغانستان را به دست آورد احمد ظاهر سه بار ازدواج کرد و ازین سه ازدواج دو فرزند دارد، یکی “شبنم” و دیگر “احمد رشاد” که هر دو خارج از کشور در ایالات متحده آمریکا زندگی میکنند احمد ظاهر بخاطر درگیریهای خانوادگی راهی زندان شد و درین هنگام بود که مادرش درگذشت. روایتی وجود دارد که وی پس از رهایی از زندان، در عروسی دختر زمامدار وقت “حفیظالله امین” بنابر اصرار دخترش، شرکت کرد و آواز خواند. بسیاری بر این عقیدهاند که این واقعه باعث شد تا حفیظالله امین به فکر قتل وی گردد و از همین روی، قتل احمد ظاهر را که در سالنگ صورت گرفت، نیز به همین نسبت میدهند. پیکر او ابتدا درمسجد حاجی مجید در سردخانه نگهداری و سپس در گورستان “شهدا صالحین” به خاک سپرده شد احمد ظاهر نماینده موسیقی کلاسیک افغانستان شمرده میشود که آهنگهائی با مفهوم و جاندار را برای شنوندگان عرضه داشت. احمد ظاهر بیشتر کوشش میکرد تا از بهترین، زیباترین و معتبرترین اشعار در آهنگهای خود استفاده کند و از همین روی، علاقه او به حافظ، مولانا، سعدی، خیام، بیدل، پروین بهبهانی، عشعری و غیره شعرای زبر دست زبان فارسی بوده است. احمد ظاهر به زبانهای فارسی، پشتو، هندی و انگلیسی آواز خوانده است “خدا بود یارت”، “مادر من”، “از پیش من برو که دل آزارم”، “برایم گریه کن امشب”،”عجب صبری خدا دارد” از جمله آهنگهای مشهوری است که افغانها با خود زمزمه میکنند
|
در افغانستان با توجه به این که هنوز عدهای تحمل هنرنمایی دختران جوان را ندارند اما دختران هنرمند در تمام بخش های هنر از جمله موسیقی نقش چشمگیری داشته اند.
در کنار ده ها سبک متفاوت دنیای معاصر موسیقی، نوع "رپ" در سالهای گذشته میان جوانان افغان و آوازخوان های حرفهای و آماتور جا باز کرده است.
رپ از انواع جوان دنیای موسیقی است که بیش از سی سال پیش به ابتکار گروهی از جوانان سیاهپوست آمریکا در نیویورک برای مبارزه با "تبعیض نژادی" و برآورده شدن یک سری از اهداف سیاسی آنان، روی کار شد.
در چند سال اخیر شمار زیادی از جوانان افغان با ایجاد گروههای کوچک و بزرگ، توانسته اند یا به صورت منسجم و یا هم پراکنده، کارهایی در چارچوب موسیقی رپ در داخل کشور انجام دهند.
"بهتر است در رپ، ترکیبی از رباب، هارمونیا و دنبوره استفاده شود تا شنونده های زیادی را به خود جلب کند."
رستگار
با آنکه رپ در افغانستان بسیار نو است و بسیاری از افغانها حتی شناخت ابتدایی هم از آن ندارند اما این موسیقی پُر سر و صدا و گاهی آرام توانسته در مدت کوتاهی میان جوانان و نوجوانان افغان خوب جا بیافتد.
بیژن ظفرمل از آغازگران موسیقی رپ در افغانستان است که به نام های "بیژن جان قندوزی" و "دی جی بیژو" نیز شهرت دارد. او موسیقی رپ را در سال ۲۰۰۶ میلادی با اجرا از طریق تلویزیون های خصوصی، برای افغان های داخل کشور معرفی کرد.
اما هنوز هم وقتی بیژن قندوزی با کلاه و کفش و لباس مخصوص رپ در کوچه و بازار کابل راه میافتد چشمهای رهگذران به طرف او خیره می شود.
بسیاری از کودکان و جوانان افغان وقتی بیژن قندوزی را در بیرون می بینند، از او می خواهند که عکس یادگاری داشته باشند. بیژن ظفرمل موسیقی رپ را پیش کسی نیاموخته و از آماتوران رپ افغانستان است.
بیژن ظفرمل میگوید که هفت سال پیش وقتی او برای اولین بار با لباس رپ وارد افغانستان شد، مردم آشنایی کافی با این سب موسیقی نداشتند اما حالا تعداد آوازخوان ها و علاقمندان رپ در افغانستان بسیار زیاد شدهاند.
در افغانستان رپ خوانانی که تازه ظهور کرده اند دلایل گوناگونی برای انتخاب رپ به عنوان یک سبک هنری دارند. رپ از نظر بیژن ظفرمل یعنی "گپ و قصه و اجرای ساز و آواز با زبان مردم و برای مردم."
فرید رستگار آوازخوان افغان
بیژن رپ را به خاطری انتخاب کرده است که بتواند حرفهای ناگفته را بیان کند. به نظر او بیان بعضی از ناگفته ها در سایر قالب های هنری دشوار و بسا ناممکن است از اینرو می گوید که می تواند با استفاده از رپ، حرف هایش را آزادانه بیان کند.
هرچند بیژن رپ را راهی برای بیان ناگفته ها می داند اما سوسن فیروز از دختران رپ خوان در افغانستان موسیقی رپ را گزینه ای مناسب برای بیان دردهای جامعه میداند. جامعه ایکه به باور او هنوز نیاز به مبارزه با سنتهای ناپسند دارد.
سوسن حالا ۲۳ ساله است و ازینکه مردم او را دختر رپ خوان افغان صدا می زنند، خرسند است و به خود می بالد.
سوسن در دوسالی که به موسیقی رپ رو آورده زندگی اش بسیار متحول شده است. خود او در پاسخ به این پرسش که چرا رپ را انتخاب کرده است گفت: "۲ سال پیش دخترِ پدر و مادری خیاط بودم که در خانه مخمل ها را برای مردم مهره دوزی میکردند، یک سوسن عادی بودم اما امروز یک کرکتر و یک رپر."
در کنار سوسن تعداد انگشت شمار دختران دیگر نیز به اجرای موسیقی رپ روی آورده اند که این موضوع منتج به رقابت میان پسران و دختران رپ خوان در این کشور شده است.
""۲ سال پیش دخترِ پدر و مادری خیاط بودم که در خانه مخمل ها را برای مردم مهره دوزی میکردند، یک سوسن عادی بودم اما امروز یک کرکتر و یک رپَر."
سوسن
در جامعه سنتی افغانستان، جایی که ده سال پیش موسیقی حرام دانسته میشد وقتی یک هنرمند به ویژه یک آوازخوان زن، در پرده های تلویزیونها ظاهر می شود، مردم واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. برخی با شور و اشتیاق حرکات و اجرای هنرمند را می بینند، عدهای فقط ساز و سرود را می شنوند و افرادی را هم می توان یافت که صدا و سیمای هنرمند را محکوم می کنند.
در چنین کشوری، برای جا افتادن سبک های معاصر موسیقی شاید دست کم ده سال زمان بسیار کمی باشد.
فرید رستگار از آوازخوانان افغان که تجربه سی ساله موسیقی دارد به این باور است که موسیقی رپ در درازمدت می تواند در جامعهای مثل افغانستان علاقمند خوبی به خود پیدا کند.
او به این باور است که مردم افغانستان به موسیقی های دیگری چون موسیقی فولکلور علاقه دارند و دشوار است که مردم افغانستان رپ را به فولکلور ترجیح بدهند.
در افغانستان تقریبا تمام سبک های موسیقی از کلاسیک تا پست مدرن رایج شده است.
بیژن قندوزی اولین رپ خوان افغان
دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل، در کنار سایر انواع موسیقی، نوع رپ را در چارچوب واحد درسی "سبک های موسیقی تدریس می کند.
اسلامالدین فیروز استاد هنرهای زیبای دانشگاه کابل با این باور است که رپ از انواع "ساده، یکنخواخت و فاقد هارمونیا و میلودی" موسقی است.
آقای فیروز معتقد است که رپ هنوز در گستره موسیقی افغانستان جا نیافتاده و علاقمندان زیادی ندارد از این رو برای پیشکش رپ به عنوان یک موسیقی تاثیرگذار نیاز است که این نوع موسیقی با شعر و مفاهیم با معنی آراسته شود.
پیشتازان موسیقی رپ و همچنین رپ خوان های افغان رپ را با استفاده از تجهیزات پیشرفته موسیقی و با طرز و شیوه خاصی ارایه می کنند که اغلب شنوندهها در دفعات اول حتی حرف آوازخوان را هم نمی فهمند.
فرید رستگار اما تاکید میکند که اگر روی رپ در افغانستان بیشتر و آگاهانه کار شود، به زودی به یک موسیقی پُر طرفدار تبدیل خواهد شد. او پیشنهاد می کند که "بهتر است در رپ، ترکیبی از رباب، هارمونیا و دنبوره استفاده شود تا شنونده های زیادی را به خود جلب کند."
آگاهان موسیقی در افغانستان می گویند با توجه به این که در موسیقی رپ هیچ محدودیتی وجود ندارد، این نوع موسیقی می تواند در قالب های مختلفی به منظور انعکاس واقعیت های اجتماعی، مشکلات اقتصادی و انتقادهای سیاسی هم استفاده شود
هرات شهری باستانی است و بناهای تاریخی بسیاری دارد. اسکندر مقدونی، ارگ هرات را که به قلعه اختیار الدین هرات مشهور است، ساختهاست و بنای عظیم آن اکنون یکی از کهن ترین و زیبا ترین اماکن هرات است. فارسها، ترکها، مغولها و ازبکها برای تسخیر این قلعه جنگیدهاند. در اواخر دوره محمد ظاهر شاه و دوران سردار داود خان، بودجهای برای بازسازی آن اختصاص دادند که در پایان دوره داودخان دوباره احیا و بازسازی شد. برج و باروهای بزرگ این قلعه از دوردستها دیده میشود.
مسجد جامع بزرگ شهر هرات نیز که به پنجمین مسجد جامع بزرگ جهان شهرت دارد یکی از شگفتیهای این مرز و بوم است. ساختمان این مسجد به این دلیل که پیش از اسلام نیز عبادتگاه آریاییهای یکتاپرست بوده، بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و مساحت آن به ۴۶ هزار و ۷۶۰ متر مربع میرسد. این بنای زیبا و شگفت انگیز که چند هزار سال قدمت دارد در سال ۲۹ هجری بعد از گرایش مردم هرات به دین اسلام، از حالت ساختمان معبدی بزرگ به مسجد مسلمانان بدل شد.
گذشته از ارگ هرات و مسجد جامع، گازرگاه شریف (آرامگاه پیر هرات)، شاهرخ میرزا، منارهها، مسجد گوهرشاد بیگم و چشت شریف از جمله بناهای تاریخی هرات است. علاوه بر این مقبرهها و آرامگاههای مولانا، جامی، امام فخر رازی، شهزاده قاسم، شهزاده عبدالله، سلطان آغا، خواجه غلطان ولی، ملا واعظ کاشفی، ملا ناسفنج وسید عبدالله مختار، قدمت فرهنگی این شهر را به رخ هر بازدید کنندهای میکشد.
حوضها و آب انبارهای تاریخی شهر هرات نیز از مظاهر مهم معماری و تمدن این شهر به حساب میآمدهاند. از نظر فن معماری و ارزشهای تاریخی، آب انبارهای هرات، به مهمترین بناهای تاریخی این شهر، همچون مساجد و مزارات آن پهلو میزند.
از دیگر آثار تاریخی هرات پل مالان است که یکی از بناهای تاریخی هرات و از پلهای زیبا و تاریخی افغانستان میباشد که بر روی رودخانه هریرود در منطقه مالان ساخته شدهاست. این پل در سال ۵۰۵ هجری قمری (برابر با ۱۱۱۰ میلادی) و در زمان سلطان سنجر سلجوقی به همین شکلی که اکنون هست، با اندک تفاوت، ساخته شد.
در سال ۱۹۷۸ میلادی به دنبال حفاریهای باستانشناسی که در هرات جریان داشت، چهار کنیسه بنام ملا آشور، غول، یوآو و چهارمی بدون نام، کشف شد که همه آنها در قسمتهای قدیمی شهر باردورانی و مُهمندها قرار داشتند. بعدها کنیسه ملا آشور تبدیل به مکتب و کنیسه غول به عنوان مسجد حضرت بلال نام گرفت، ولی کنیسه یوآو هنوز با مشخصات اصلیاش باقی مانده. هرات بزرگترین جامعه یهودی افغانستان را دارا بودهاست و یهودیان محلی به شکل فرهنگی با یهودیان ایران در ارتباط بودند. یهودیان افغانستان که بیشتر در هرات، کابل، بلخ و بعضا در غزنی میزیستهاند، پیشینه طولانی در این کشور دارند. بودوباش یهودیان در هرات بیشتر در شهر قدیم هرات و در محدوده بازار عراق و محلهٔ مُهمندها بوده و اکثریت آنان به فعالیتهای تجارتی اشتغال داشتند. مهاجرت یهودیان هرات به دیگر کشورها، با تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و همزمان با آغاز جنگ اعراب و اسرائیل و تشدید مخالفتها با یهودیان شروع شد که با کودتای ثور سال ۱۳۵۷ و جنگهای داخلی، آخرین بازماندگان یهودی از هرات خارج گردیدند.[۱۸]
برخی از آثار تاریخی این شهر به دستور مقامات طالبان ویران شد. برخی دیگردر اثر جنگهای بیست سال اخیر و بی توجهی لطمه دیدهاست.
در سال ۲۰۰۸ شهر قدیم هرات برندهٔ جایزه میراث فرهنگی آسیا-اقیانوسیه در سازمان علمی فرهنگی آموزشی (یونسکو) سازمان ملل شد.[۱۹]
شهر هرات دارای چند پارک است که بزرگترین و معروفترین آن پارک تخت صفر است. تخت صفر در دامنههای نسبتاً هموار شمالشرق شهر هرات واقع شده واز فراز تپههای آن منظره شهر را به خوبی میتوان تماشا کرد، اولین تهداب و نام گذاری آن به زمان تیموریان هرات. روایت برفراز تپهای که اکنون بلند ترین نقطه وشامل باغ تخت صفر است، گوهرشاد بیگم ملکه مشهور، بخواهش پدرش ملاصفرگاوچران تختی ساخته بوده تا ملاصفر برآن بنشیند و چریدن گله گاو را مراقبت نماید وچون منطقهای مرتفع ودارای چشم انداز وسیع میباشد.
پارکهای ملت، شیدایی، فرهنگ، میر داوود و مجتمع تفریحی استقلال از جمله پارکهای دیگر معروف هرات هستند. پارک اکو که به تازگی توسط اعضای اکو تهداب گذاری شدهاست مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفت.
هتل ۵ ستاره که میان تخت صفر و باغ ملت است منظره زیبایی را در بالای شهر هرات به وجود آوردهاست.
روزهای تعطیل عمومی، و همچنین جمعهها و چهارشنبهها تعدادی از مردم بیرون از خانه غذا میخورند.
مردم هرات عموما نسبت به مردم سایر ولایت افغانستان به تفریح و گردشگری علاقه بیشتری دارند.
شهر هرات دارای چند هتل معروف است.
زیباترین و مجلل ترین هتل هرات هتل پنج ستارهاست، پنج ستاره میزبان وزاری خارجه کشورهای عضو اکو بود، هتل پنج ستاره با نمای دلچسب توسط مهندسان ترکی و تمویل از بودجه گمرک هرات توسط اسماعیل خان والی پیشین هرات در سال ۱۳۸۵ ساخته شده است. ساخت هتل پنج ستاره با هزینه زیاد پس از برکناری اسماعیل خان، برای شهردار هرات مشکل آفرین شد. عبدالجبار ثابت دادستان کل افغانستان شهردار هرات را به اتهام ساختن این هتل به دادگاه کشاند، اما پس از مدتی جنجال آن پایان گرفت. پس از آن هتل موفق در قلب شهر هرات میزبان میهمانان خارجی و داخلی هرات است.
تاریخ هرات
هِرات مرکز ولایت هرات در غرب افغانستان است. این شهر پس از کابل، دومین شهر پرجمعیت افغانستان محسوب میشود. هرات قطب صنعتی و مهمترین کانون فرهنگی و تاریخی افغانستان بهشمار میآید.
هرات یکی از پر جمیعت ترین شهرهای افغانستان است و همراه با کابل، مزار شریف و قندهار یکی از چهار شهر بزرگ افغانستان به شمار میآید. باشندگان اصلی هرات به زبان فارسی با لهجه شیرین هراتی سخن میگویند.
هرات را به دلیل تاریخی بودن آن به نام هرات باستان یاد میکنند.
هرات 2
جایگاه تمدنی و استراتیژیکی هرات به ویژه در عصر تیموریان مشغله فکری بسیاری پژوهش گران تاریخ وکارشناسان خارجی قرار داشته است. احمد رشید ژورنالست و کارشناس امور افغانستان و آسیای مرکزی در مورد عظمت تاریخی هرات در مشهور ترین اثرش« طالبان، اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید» چنین می نویسد: « هرات گهواره تمدن و تاریخ افغانستان محسوب می شود. این شهر واحه ای در میان صحراست که سابقه آن به پنج هزار می رسد. دشت حاصلخیز هرات که 320 کیلومتر مربع وسعت دارد، چون نگینی در میان حلقه کوه ها قرار گرفته است و گفته می شود حاصلخیز ترین خاک در آسیای مرکزی است. مورخ یونانی «هرودت» هرات را سبد غذای آسیای مرکزی وصف کرده است.امپراطور بابر در خاطراتش نوشته است:« در تمام نقاط مسکون جهان شهری چون هرات وجود ندارد.». بریتانیا ییها زیبایی هرات را به بخشی جزیره انگلیس تشبه کرده اند. جاسوس و جهانگرد انگلیس کاپتن« کنولی» در سال 1831 نوشت:« در میان تپه های سرسبز، روستاهای کوچک و زیبا، باغها و تاکستانها، و مزارع گندم قرار دارند. نهر های کوچک و زلال که از هر طرف دشت حاصلخیز هرات را قطع می کنند، این مناظر دلربا را زیباتر ساخته است»... اولین بنای مسجد اصلی، در مرکز شهر به قرن هفتم میلادی برمی گردد که در سال 1200 میلادی به وسیله غوریان تجدید بنا گردید.
در عصر های میانه، هرات هم مرکزی برای مسیحیت تحت نفوذ کلیسای« نستوری» و هم پایگاه مهم تصوف، یعنی نظریه زاهدانه اسلام به شمار می رفت. افرادی از پیروان« نقشبندیه» و« چشتیه»، انجمنهای اخوت صوفیه به مقامات وزارت و صدارت عظمی رسیده اند.
خواجه عبدا له انصاری در گذشته به سال 1088« پیر» هرات است. او شاعر، و فیلسوف و صوفی مشهوری بود و تا هنوز پیروان زیاد در افغانستان دارد.
.... شاهرخ فرزند تیمور و همسرش گوهر شاد پایتخت امپراطوری تیمور را در سال 1401 م از سمرقند به هرات منتقل کردند این شهر به اوج شهرتش رسید.
مسجد جامع بزرگ شهر هرات نیز که به پنجمین مسجد جامع بزرگ جهان شهرت دارد یکی از شگفتیهای این مرز و بوم است. ساختمان این مسجد به این دلیل که پیش از اسلام نیز عبادتگاه آریاییهای یکتاپرست بوده، بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و مساحت آن به ۴۶ هزار و ۷۶۰ متر مربع میرسد. این بنای زیبا و شگفت انگیز که چند هزار سال قدمت دارد در سال ۲۹ هجری بعد از گرایش مردم هرات به دین اسلام، از حالت ساختمان معبدی بزرگ به مسجد مسلمانان بدل شد.
گذشته از ارگ هرات و مسجد جامع، گازرگاه شریف (آرامگاه پیر هرات)، شاهرخ میرزا، منارهها، مسجد گوهرشاد بیگم و چشت شریف از جمله بناهای تاریخی هرات است. علاوه بر این مقبرهها و آرامگاههای مولانا، جامی، امام فخر رازی، شهزاده قاسم، شهزاده عبدالله، سلطان آغا، خواجه غلطان ولی، ملا واعظ کاشفی، ملا ناسفنج وسید عبدالله مختار، قدمت فرهنگی این شهر را به رخ هر بازدید کنندهای میکشد.
حوضها و آب انبارهای تاریخی شهر هرات نیز از مظاهر مهم معماری و تمدن این شهر به حساب میآمدهاند. از نظر فن معماری و ارزشهای تاریخی، آب انبارهای هرات، به مهمترین بناهای تاریخی این شهر، همچون مساجد و مزارهای آن پهلو میزند.
از دیگر آثار تاریخی هرات پل مالان است که یکی از بناهای تاریخی هرات و از پلهای زیبا و تاریخی افغانستان میباشد که بر روی رودخانه هریرود در منطقه مالان ساخته شدهاست. این پل در سال ۵۰۵ هجری قمری (برابر با ۱۱۱۰ میلادی) و در زمان سلطان سنجر سلجوقی به همین شکلی که اکنون هست، با اندک تفاوت، ساخته شد.
در سال ۱۹۷۸ میلادی به دنبال حفاریهای باستانشناسی که در هرات جریان داشت، چهار کنیسه بنام ملا آشور، غول، یوآو و چهارمی بدون نام، کشف شد که همه آنها در قسمتهای قدیمی شهر باردورانی و مُهمندها قرار داشتند. بعدها کنیسه ملا آشور تبدیل به مکتب و کنیسه غول به عنوان مسجد حضرت بلال نام گرفت، ولی کنیسه یوآو هنوز با مشخصات اصلیاش باقی مانده. هرات بزرگترین جامعه یهودی افغانستان را دارا بودهاست و یهودیان محلی به شکل فرهنگی با یهودیان ایران در ارتباط بودند. یهودیان افغانستان که بیشتر در هرات، کابل، بلخ و بعضا در غزنی میزیستهاند، پیشینه طولانی در این کشور دارند. بودوباش یهودیان در هرات بیشتر در شهر قدیم هرات و در محدوده بازار عراق و محلهٔ مُهمندها بوده و اکثریت آنان به فعالیتهای تجارتی اشتغال داشتند. مهاجرت یهودیان هرات به دیگر کشورها، با تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و همزمان با آغاز جنگ اعراب و اسرائیل و تشدید مخالفتها با یهودیان شروع شد که با کودتای ثور سال ۱۳۵۷ و جنگهای داخلی، آخرین بازماندگان یهودی از هرات خارج گردیدند.[۲۵]
برخی از آثار تاریخی این شهر به دستور مقامات طالبان ویران شد. برخی دیگردر اثر جنگهای بیست سال اخیر و بی توجهی لطمه دیدهاست.
در سال ۲۰۰۸ شهر قدیم هرات برندهٔ جایزه میراث فرهنگی آسیا-اقیانوسیه در سازمان علمی فرهنگی آموزشی (یونسکو) سازمان ملل شد
انجمن ادبی هرات، شاعران و نویسنده گان معاصر را حمایت میکند و برنامههای آموزشی نیز برای نو شعر پرداختگان دارد. رییس این انجمن محمد مسعود رجایی استاد دانشگاه هرات است.
انجمنهای دیگر ادبی مانند انجمن ناظم هروی و انجمن اخلاق و معرف نیز فعالیت گستردهای در هرات دارند.
شمار زیادی از هنرمندان معاصر معروف آهنگ افغانستان نیز اهل هرات هستند که معروفترین آنان استاد امیر محمد، استاد محمود خوشنواز، جلیل احمد دل آهنگ، عبدالوهاب مددی، امیر جان صبوری، تواب آرش و شکیب مصدق هستند.
سرشناسان
این شهر آرامگاههای بزرگان اولیا و علما را در خود جای داده از این جمله میتوان آرامگاه خواجه عبدالله انصاری معروف به «پیر هرات»، بزرگترین شاعر صوفی هرات، میرعبدالواحد مشهور به سلطان اغا و... را که در پایین ذکر شدهاند نام برد. آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در روستای گازرگاه در شمال شهر هرات است که به فرمان شاهرخ تیموری ساخته شد.
هرات در برخی منابع داخلی به خاک اولیاء الله معروف است. این سرزمین تاریخی، همواره کانون علم و فرهنگ بوده، علماء و فضلای بزرگ را در دامان خویش پرورانیدهاست. در فهرست زیر نام تعدادی از آنها که در هرات بدنیا آمده یا زیستهاند آمدهاست:
پس از چندی میرزا حسن خان سفیر ایران در لندن متن اولیه قرار دادی با انگلیس را تنظیم کرد که بر اساس آن هرات به ایران باز گردد. متن اولیه قرار داد را برای ناصرالدین شاه میفرستند، وی در خواست استخاره میکند و به بهانه بد آمدن استخاره قرار داد را لغو میکند. بدین ترتیب بازگرداندن هرات به ایران رد میشود.
به اوستایی: هَرویوَه (Harōiva)، در یشت ۱۰٫۱۴ (یشت چهاردهم مِهریَشت) و وندیداد ۱٫۹ (فرگرد یکم وندیداد) از اوستا
به پارسی باستان: هَرَیوه (Haraiva)، در سنگنبشتههای هخامنشی
به پارسی میانهٔ ساسانی: هَریو (Harēv)، در سنگنبشتهای از شاپور یکم در کعبه زردشت واقع در نقش رستم
به پهلوی: هَری (Hariy)، در فهرست پایتختهای استانهای امپراتوری ساسانیان به زبان پهلوی
در دورهٔ اسکندر مقدونی: اسکندریه آریانِه (به یونانی: Αλεξάνδρεια, η Αρειανή / الکساندریا آریانه)، یا بطور سادهتر اسکندریه آریا
به یونانی باستان: آریا Ἀρεία (نباید با نام یونانی سرزمین باستانی آریانه (Arianē) اشتباه شود)
به لاتینی: آریا (Aria)
هرات یکی از پر جمعیترین شهرهای افغانستان است و همراه با کابل، مزار شریف و قندهار یکی از چهار شهر بزرگ افغانستان به شمار میآید. باشندگان اصلی هرات به زبان فارسی با لهجه هراتی سخن میگویند.
هرات را در گفتارهای ادبی و رسمی هرات باستان میگویند. این شهر از بابت منارهها و معماریهای عالی و مجلل خود شهرت دارد و در گذشته و حال، هرات یکی از مراکز عمدهٔ آموزشی شمرده شده است. این شهر در سال ۲۰۰۹ پس از بررسی شهرهای مختلف جهان توسط سازمان یونسکو شامل برنامه هزار شهر و هزار زندگی این سازمان گردید.[۵].