گر کسی پرسد تراکزشهرهاخوشتر کدام

گرجوابی راست خواهی داد اوراگوهریست

این جهان چون بهردان دروی خراسان چون صدف

درمیان آن صدف شهرهرات چون گهراست

معلومات راجع به ولسوالی کرخ

 

ولسوالی کرخ

ولسوالی کرخ در 35 کیلومتری شهر هرات موقعیت داشته که حدود اربعه آن، از جانب شمال با ولسوالی های کشک کهنه و کشک رباط سنگی، سمت جنوب ولسوالی پشتون زرغون و ولسوالی اوبه، شرق آن را ولایت بادغیس و غرب آنرا ولسوالی انجیل محدود کرده است. مساحت آن  حدود 2010 کیلومتر مربع تخمین گردیده و دارای 186 قریه می باشد.مردم این ولسوالی اکثرآ از درک زراعت و مالداری امرار معیشت می نمایند؛ اراضی تحت برزع آبی درین ولسوالی 22905 هکتار و للمی 19449 هکتار می باشد. پیداروار مهم زراعتی در ولسوالی کرخ عبارتند از: گندم، بادنجان رومی، کچالو، تنباکو، نخود و میوه جات.لازم به یاد آوریست اینکه، معادن ذغال سنگ سبزک و گچ خواجه جیر به اهمیت اقتصادی این ولسوالی افزوده است.ولسوالی کرخ از لحاظ آبدات تاریخی و موقعیت جغرافیایی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد؛ میتوان از: مسجد جامعه بزرگ صوفی اسلام کرخ، مسجد بالا محله که بنام مسجد عمر بن خطاب یاد میشود، مسجد جامع قریه پاشتان، غار خواجه محمد عباس که سابقه صد ها ساله دارند، یاد آورد شد.این ولسوالی یکی از تفریحگاه های عام و خاص به خصوص شهروندان هرات بشمار میرود، که سالانه هزاران هموطن در فصل بهار به این ولسوالی در نکات تفریحی چون قلعه شربت و زیارت دهن غار از آب و هوای گوارا و معتدل و فضای سر سبز آن لذت می برند.همچنان این ولسوالی دارای 32 باب مکتب ذکور و اناث نیز می باشد

معلومات راجع به ولسوالی گلران هرات

 

      معلومات راجع به ولسوالی گلران

وُلُسوالی  گُلران یکی از شهرستان‌های ولایت هرات کشور افغانستان است.
ولسوالی گلران در شمال غربی ولایت  هرات واقع شده و از سوی غرب با ایران، از سمت شمال با ترکمنستان، از شرق با ولسوالی کوشک و از سمت جنوب با ولسوالی‌های زنده‌جان و کهسان هم‌مرز است.
ولسوالی گلران داراى جمعیت تخمینی پنجهزار نفر بوده و تقریباً در ١٢٠ کیلومتری شمال هرات قرار دارد. مرکز این ولسوالی، روستای گلران است.
منطقه گلران در برخی سال‌ها با خشکسالی‌های سختی روبرو است و توفان‌های شن جاده‌های آن را می‌پوشاند.
مردم این ولسوالی فارسیوان و پشتون هستند. پشتون‌های آن از اقوام اچک‌زی، اسحاق‌زی و علی‌زی هستند.
روستاهای این ولسوالی به شرح زیر می باشند.

    *

      قشاریه
    *

      ملوکی
    *

      گُل‌میرزا
    *

      چهاردِل
    *

      چاه سنگی
    *

      سر تخت
    *

      خواجه خشک
    *

      آب سفید
    *

      سیم‌کوه
    *

      ننگ‌آباد

معلومات راجع به ولسوالی انجیل ولایت هرات

معلومات راجع به ولسوالی انجیل

معلومات درباره ولسوالی انجیل ولایت هرات

تاریخ تاسیس ولسوالی:

ولسوالی انجیل از جمله ولسوالی های قدیمی ولایت هرات بوده که در کتاب تاریخی خراسان که مولف آن حافظ ابرو میباشد و در قرن نهم هجری قمری در دوره تیموریان نوشته شده است بنام بلوک انجیل از آن نام برده شده است و جنین تذکر داده شده است

‹‹ این بلوک را به لام و انجیر به را نویسنده اما اصح لام است نویسنده آب شهر از این بلوک است و قریه های پایان آب را شیب شهر و عمارات ,سراها,کوشک ها، و باغات در این بلوک است و قرای مشهور آن این است:

ادران ، بزدان، جلوارچه، نوین علیا سفلی ، عزیز رود، اترکان، سروستان ، کارته ، عقاب غیزان،علیا و سفلی ، فیروزآباد، بالیان ، بکر آباد، جکان ، ملاحان ، غوره و درواز ، برامان ، باب حوض ، سوسان ، دیونچه ، خورد و بزرگ ، شیخان ، بلند آب ، قصر شیرین ، جسان ، غلوار ، ملاسیان، تلابه ، سینان ، بزان ، آزادان ، غلوان ، مزار متبرک ابوالولید( رح ) ، رندان ، آباده سرتل ، کونکان سرای نو ، علوی و شادی بره ، این بلوک غیر از قراء مزارع بسیار دارد››

ساختمان ولسوالی انجیل در بین سالهای ۱۳۲۲ الی ۱۳۲۸ هجری شمسی در زمان که ملک عبدالله خان ملکیار والی هرات بود با سبک معماری هرات ساخته شده است.

  • مساحت ولسوالی :     ۱۳۳۳ کیلومتر مربع
  • فاصله از مرکز ( مقام ولایت ) : تخمیناً ( ۵/۴) کیلومتر
  • طول راه های اصلی  ۴۸۰ کیلومتر  سرک های قیر ریزی شده ۱۵ کیلو متر
  • طول جاده های قریخ  ۵۳۲ کیلومتر جغله اندازی شده ۴۰۰ کیلومتر
  • کوپراتیف های زراعتی  ۱۶ باب
  • اتحادیه باغداران ۱ اتحادیه
  • جنگل پل مالان ۱۴/۵۴ جریب غیر مثمر
  • جنگل زلمی کوت  ۴۰ جریب و درخت ۸۲۰۰ اصله
  • جنگل بالیان ۹ جریب و ۱۶ بسوه
  • تعداد تراکتور در ساحات انجیل تقریباً ۸۰ عراده
  • تعداد ماشین خرمکن کووب تقریباً ۵۰ عراده
  • کامیون بارگش  تقریباً ۴۰۰ عراده
  • گاو شیری ۵۵۰۰۰ راس
  • اسب ۵۴۰ راس
  • مرکب ۱۴۶۰۰
  • تعداد بزها تقریباً ۳۰۰۰۰
  • تعداد گوسفندان ۵۰۰۰۰
  • تعداد شتر ۱۹۰
  • زراعت ۴۰ %
  • صنعت ۱۰ %
  • تجارت ۸%
  • خدمات ۱۷%
  • تعداد قریجاتی که سیستم آب لوله کشی دارند ۳۲% و بعضا تحت کار است
  • تعدا  قریجاتی که چاه پمپه دستی دارند
  • تعداد قریجاتی که چاه پمپه آن کار نمی کند ۳۰ قریه
  • تعداد کانال های اصلی ۵۰ کانال
  • تعداد کانال های فرعی ۲۰ کانال
  • زمین های واقعی آبیاری  ۳۰۰۰۰ هکتار
  • تعدادد زمین های یک آیشه ۵۰۰۰۰ جریب
  • زمین های تحت سه آیش ۲۵۰۰۰
  • زمین های دو آیش ۲۵۰۰۰
  • تعداد چاه های دست کنده شده ۱۰%
  • تعداد جاه های برمه ای برای آبیاری  دو حلقه دولتی و پنج حلقهدر شیدایی
  • تاجران ۸%

معلوما مختصر راجع به هرات وولسوالی های هرات باستان

هرات یکی از قدیم ترین ولایات افغانستان بوده که به هرات بولایت  مشهور شده است. هرات بولایت  نقش بزرگی را در تجارت میان شبه قاره هند ،شرق میانه ،آسیای مرکزی و اروبا بازی میکرده است که فعلا هم این نقش را کما کان به عهده گرفته است .هرات یکی از گهواره های تمدن تاریخ بر کشور مان میباشد که سابقه چندین هزار ساله دارد . در هر قدیمی که بر خاک هرات بولایت  بردارید  بیک شاعر، نویسنده ، نقاش ، مساجد ،مدارس، آرامگاه های اشخاص نامدار ،گنبد های قشنگ ، باغ های بسیار زیبا ، نهر های دلفریب و تفریحگاه های عمومی و بنا های مدرن و تاریخی بر میخورید.

ولایت هرات در شمال غرب افغانستان است. با مساحت ۵۴٫۷۷۸ کیلومتر مربع هم مرز با دو کشور همسایۀ افغانستان یعنی ایران در غرب و ترکمنستان در شمال و از دو طرف دیگر به ولایات بادغیس ، غور و فراه همجوار است. هرات با جمعیت بالاتر از  دو ملیون نفر (درین اواخر) به دومین ولایت افغانستان مبدل شده است. باشندگان اصلی شهر هرات را تاجیکها و پارسیوانها تشکیل میدهند اما اقوام پشتون زیادتر در اطراف شهر و ولسوالی های این شهر مسکن گزین هستند. بیشتر باشندگان هرات به زبان فارسی با لهجهٔ هراتی سخن میگویند.

در حال حاضر در ولایت هرات بیش ۸۰فیصد مردم به خدمات تلفونی دسترسی دارند . و تمام ولسوالی های هرات از طریق تلفون های دیجیتال به مرکز ولایت وصل هستند . ولسوالی های گذره، انجیل، زندجان، غوریان، کشک، رباط سنگی و شیندند زیر پوشش خدمات مخابراتی هستند و کمپنی های مخابراتی روشن، افغان بیسیم، اریبا، اتصالات، وکمپنی های انترنیتی  در ولایت هرات فعال می باشند.
56% راه مواصلاتی هرات بصورت نسبی در وضعیت خوب قرار دارند و قابل استفاده برای ترافیک می باشند به گونه ای که  35% سرک ها قابلیت استفاده توسط وسایط گوناگون را دارند .

نمک، سنگ مرمر، گیپسن ( سنگ گچ)، ذغال سنگ، سمنت و سنگ های تعمیراتی از منابع طبیعی ولایت هرات می باشد.
در حال حاضر 360 کارخانۀ خورد و بزرک به شمول 350 کارخانۀ تولیدی و دارای 103 قلم مواد تولیدی با 19000 فرصت شغلی در هرات موجود است.

نام‌های تاریخی هرات.                                                                                                           هرات یکی از قدیمی‌ترین ولایات افغانستان است که ریشه‌های آن به آریانای باستان می‌رسد. برخی منابع غربی هرات باستان را بنام «آریا» یاد نموده اند که همان گونهٔ یونانی شدهٔ هریوا است. چنانچه در نتیجه تحقیق زنده یاد اکادمیسین داکتر عبدالاحمد جاوید، هرات باستان بگونه‌های ذیل آمده است:

به اوستایی: هَرویوَه (Harōiva)، در یشت ۱۰٫۱۴ (یشت چهاردهم مِهریَشت) و وندیداد ۱٫۹ (فرگرد یکم وندیداد) از اوستا

به پارسی باستان: هَرَیوه (Haraiva)، در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی

به پارسی میانهٔ ساسانی: هَریو (Harēv)، در سنگ‌نبشته‌ای از شاپور یکم در کعبه زردشت واقع در نقش رستم

به پهلوی: هَری (Hariy)، در فهرست پایتخت‌های استان‌های امپراتوری ساسانیان به زبان پهلوی

در دورهٔ اسکندر مقدونی: اسکندریه آریانِه (به یونانی: Αλεξάνδρεια, η Αρειανή / الکساندریا آریانه)، یا بطور ساده‌تر اسکندریه آریا

به یونانی باستان: آریا Ἀρεία (نباید با نام یونانی سرزمین باستانی آریانه (Arianē) اشتباه شود)

به لاتینی: آریا (Aria)

تاریخچه

چه حلتان چیشت هرات

هرات قبل از کشف اقیانوس هند در گذرگاه جاده ابریشم قرار داشت و نقش بزرگ را در تجارت میان شبه قاره هند، شرق میانه، آسیای مرکزی و اروپا بازی می‌کرد. هرات از لحاظ موقعیت جغرافیایی در طول تاریخ بستر مناسب تلاقی مدنیت‌های شرق و غرب نیز به شمار می‌رفت. ازینرو هرات یکی از گهواره‌های تمدنی تاریخ پر بار خراسان شناخته می‌شود. تاریخ سیاسی هرات پر از فراز و نشیب است. چنانچه هرات همواره میدان لشکر کشی‌ها جنگهای اشغالگرانه، ویرانگرانه و گذرگاه جهان‌گشایان نیز بوده است. روی تصادفی نیست که تاریخ هرات مشحون از مبارزات آزادی خواهانه و استعمار شکن بوده‌است.

در دوره‌های ماد و هخامنشیان٬ هریوا سرزمینی در اطراف رودخانهٔ هریرود بوده و یکی از ساتراپی‌های هخامنشیان بشمار می‌رفت. در سنگ‌نبشته بیستون داریوش بزرگ، هَریوا (Haraiva) در فهرست ساتراپی‌های هخامنشیان آمده است.

به قول مورخ یونانی هرودت، اسکندر مقدونی در ۳۳۰ قبل از میلاد، آرتاکوانا، مرکز ساتراپی هریوه را گشود. سپاهیان اسکندر شهر را ویران و باشندگان آن را بقتل رسانیدند. اسکندر سپس شهری به نام «اسکندریه آره‌ایا» (Alexandria Areia) در کنار هریرود بنا کرد و جمعیت و آبادی آرتاکوآنا را بدین شهر که شاید هرات امروزین باشد تحویل کرد.

هرات در زمان ساسانیان در سنگ‌نبشته‌ای در کعبه زردشت واقع در نقش رستم بنام هریو یاد شده است. در دورهٔ ساسانی از مراکز مهم نظامی و منطقه مرزی در مقابله با هیاطله بوده است. پیش از آمدن اسلام به ایران دارای اقلیت مسیحی نستوری بود. در سال ۳۱ ه.ق. (حدود ۶۵۰ م.) یا کمی پس از آن به دست مسلمانان فتح شد.

در دورهٔ خلافت اسلامی، یعنی در قرون وسطی، هرات همراه با نیشابور، مرو و بلخ یکی از چهار قسمت (چهار ربع) خراسان بزرگ بود.

هرات مثل اکثریت مناطق دیگر افغانستان با هجوم مغول در ۱۲۲۲ م. از بنیاد ویران شد و بیش از نیمی از اهالی بومی آن قتل عام و یا آواره شدند.

هرات بین سالهای ۶۴۳ تا ۷۸۴ ه‍.ق. پایتخت سلسلهٔ آل کرت بود. تیمور لنگ در سال ۷۸۴ هرات را گشود و آل کرت را نابود ساخت. در جریان این حمله هرات بار دیگر ویران و هزاران نفر کشته شدند. شاهرخ فرزند تیمور و همسرش گوهرشاد پایتخت تیموریان را در سال ۱۴۰۱ م از سمرقند به هرات منتقل کردند.

در ۱۵۰۶ شیبانیان آسیای مرکزی بر شمال افغانستان و هرات مسلط شدند. اندکی بعد هرات در تحت کنترل صفویان ایران قرار گرفت. در دوران صفوی هرات مهم‌ترین شهر و مرکز خراسان محسوب می‌شد و همواره مورد طمع ازبکان بود حتی چندبار این شهر به دست ازبکان افتاد. اما سلطه ازبکان بر این شهر به صورت کوتاه مدت بود و آنها از دوره‌های فترت در اوایل سلطنت شاه طهماسب اول و اوایل سلطنت سلطان محمد خدابنده و شاه عباس اول استفاده کردند و هر بار برای مدت کمی این شهر را در اشغال داشتند.

پس از سقوط صفویان هرات مدتی در سلسله ی ابدالی بود و به دست نادر شاه افشار افتاد. پس از مرگ نادر هرات دوباره به افغانستان پیوست . در دوران معروف به بازی بزرگ ماموران بریتانیایی در هرات فعال بودند و از پیوستن هرات به حکومت افغانستان پشتیبانی می‌کردند. در ۱۲۴۹ ه.ق. عباس میرزا از سوی فتح‌علی شاه قاجار مامور پس گرفتن هرات از افغان‌ها شد[نیازمند منبع]. مرگ عباس میرزا در راه مشهد این کار را ناتمام گذاشت. محمد شاه قاجار نیز کوششی برای فتح هرات کرد که ناکام ماند. در زمان ناصرالدین شاه قاجار٬ دوست محمدخان، حاکم کابل و قندهار هرات را گرفت. نیروهای ناصرالدین شاه تحت فرمان حسام‌السلطنه هرات را محاصره کردند و در سال ۱۲۷۳ این شهر را گرفتند.

تقسیمات استانی

ولسوالی های هرات

رسانه‌های تصویری ولایت هرات .                        ولایت هرات دارای چندین  رسانه تصویری محلی است:

رسانه‌های صوتی ولایت هرات  

زنده گی نامه ابن سینا

ابر مرد خرد و دانش                    

شیخ الرئیس. حجته الحق. ریس العقلا. شرف الملک ابوعلی سینا (حسین پسر عبدالله حسن پسر علی پسر سینا)


در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی. علمی.فرهنگی.ادبی .سیاسی.اجتماعی و ملی انهاست که این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذ اشته اند که باید انرا گرامی و عزیز داشت و انرا بارور ساخت.

شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا. به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطا بق 980 میلادی ) از پدر بلخی‌ایی بنام عبدالله (از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مرکز ماورالنهر و خراسان آن زمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه افشنه از توابع بلخ طفلی چشم به جهان گشودکه نامش را حسین گذاشتند.

 شركت در جلسات بحث از دوران كودكی، به واسطه پدر كه از پیروان آنها بود. بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت. استعداد وی در فراگیری علوم، پدر را بر آن داشت تا به توصیه استاد وی ابو عبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی، ‌ابن سینا را به جز تعلیم و دانش اندوزی به كار دیگری مشغول نكند. و چنین شد كه وی به دلیل حافظه قوی و نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت.

تا آنجا كه پادشاه بخارا، نوح بن منصور ( 366 تا 387 هجری قمری ) به علت بیماری خود، وی را به نزد خود خواست تا او را تداوی نماید ابو علی ابن سینا بعد از تداوی از نوح تقاضا کرد تا به كتابخانه عظیم دربار سامانی دست یابد و از ان استفاده نماید این تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت. به این ترتیب وی توانست با استفاده از این کتابخانه در علوم مختلف از جمله حكمت،‌ منطق و‌ ریاضیات تسلط یابد (خاندان سامانیان از مردم بلخ بودند و دین زردشتی داشتند سامان خدا از روشناسان و حاکم بلخ بود والی عربی خراسان در نصف قرن هشتم میلادی با سامان دوست شد وسامان دین اسلام اختیار کرد از جمله نواسه هایش اسمعیل پسر احمد در سالی 892 میلادی بعد از مرگ برادر ش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانیان را بنیان گذاشت. ص 97 افغانستان در مسیر تاریخ ،م.غبار)

 وی با وجود پرداختن به كار سیاست در دربار منصور، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشكلات ناشی از كشمكش امرا كه سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملك، حاكم همدان، را به دنبال داشت. بیش از صدها جلد كتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته كه هر یك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است . وقتی در دربار امیر بود و آسایش كافی داشت و دسترسی اش به كتب میسر بود،‌ به نوشتن كتاب قانون در طب و كتاب الشفا یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود مشغول می شد که اوج کمال تفکر قرون وسطی است که بدان دست یافت و در تاریخ تفکر انسانی از تحقیقات معتبر جهان بشمار میرود.

اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های كوچك می نوشت از میان تالیفات ابن سینا،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتی جهانی یافته است. كتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه، یعنی منطق، ریاضی، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است. منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یكی از معتبرترین كتب منطق مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است. كتاب قانون در طب در هفت جلد نیز كه تا قرن ها از مهمترین كتب طبی به شمار می رفت. شامل مطالبی درباره قوانین كلی طب، دواهای تركیبی و غیر تركیبی و امراض مختلف می باشد. این كتاب در قرن دوازدهم میلادی همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهای لاتین و تا امروز به زبان های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی و ایرانی نیز ترجمه شده است و به عنوان متن درسی طبی در پوهنتون های اروپایی تا سال 1650 میلادی به عوض آثارجالینوس و موندینو در دانشگاه هایLavain و Monpellier تدریس میشد.

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است. او اقلیدس را ترجمه كرد. رصدهای نجومی را به عمل درآورد و در زمینه حركت، نیرو، فضای بی هوا ( خلا )، نور، حرارت تحقیقات ابتكاری داشت. رساله وی درباره معادن و مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود. درباره این رساله فیگینه در كتاب دانشمندان قرون وسطی چنین آورده است: ابن سینا رساله ای دارد كه اسم لاتین آن چنین است : De Conglutineation Lagibum . در این رساله فصلی است به نام اصل كوه ها كه بسیار جالب توجه است . در آنجا ابن سینا می گوید: ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . یكی برآمدن قشر زمین . چنان كه در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب كه برای یافتن مجرا، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود. زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت. آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند. این است علت برخی از برجستگی های زمین.

ابن سینا خرد مبتنی بر منطق داشت و به تقدم عالم معتقد بود و می گفت (وجود خداوند بر جهان تقدم ذاتی دارد نه زمانی) او به موجودیت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود .....سینا میگفت افعال و حوادث مستقیما از خدا بوجود نمی اید بلکه در نتیجه عمل غایی داخلی تکامل میابد . سینا کو شش زیاد کرد تا نظریات فلسفی خود را با عقاید عامه مسلمانان توافق دهد سینا همه قضایا را تنها به روش عقلی و کاملا مستقل از قران مورد بحث قرار میداد از این سبب بود که تا قرن ها از طرف خلافت ها و هیت های حاکم ارتجاعی اورا مظهر کفر و الحاد میدانستند و سوزاندن کتابهایش از سیاستهای متداول طی چند قرن در کشور های اسلامی منطقه بود زمانیکه اورا کافر و ملحد گفتن او گفت :

کفری چو منی گزاف و اسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی و ان هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود

و به واسطه عقل منطقی و نظام یافته خود حتی در طب نیز تلاش داشت تداوی را تا سرحد امكان تابع قواعد ریاضی سازد . تسلط بر فلسفه را كمال برای یك دانشمند می دانست . وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درك دقیق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار كتاب علم الهی و یا مابعدالطبیعه(متا فیزیک ) ارسطو را خواند و به حکم تصادف با استفاده از کتاب كه ابونصر فارابی که درباره اغراض ما بعد الطبیعه نوشته بود ، به معانی آن راه یافت . ابن سینا در دوران عمر خود از لحاظ عقاید فلسفی دو دوره مهم را طی كرد . اول دوره ای که مصروف مطالعه ای فلسفه .عقاید و علوم مشاهی (ارسطو یی)بود و دوم دوره ای كه از آن عقاید عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكمت مشرقین و پیرو فلسفه اشراق شد با مرگ سینا تقریبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسید روجر بیکن اورا بزرگترین استاد فلسفه بعد از ارسطو لقب داده اند (فلسفه ابن سینا فلسفه مشاهی و متاثر از فلسفه نوع افلا طونی ودین اسلام است وی کوشیده است که فلسفه را با دین اسلام توفیق دهد معذالک جمع اورا کافر وملحد خوانده اند اگر چه او و ابن رشد هر دو از پیروان ارسطو بودند اما شیخ الریس کمتر از ابن رشد تابع اصیل یونان بودند.

اما سینا قبل از ابن رشد بین فلسفه و احکام شریعت شکافی به وجود اورد و اولین کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم در فلسفه نوشته است و کتاب الشفا او در حکم دایره المعارف فلسفی است تاریخ اجتماعی ایران ج هشتم ) .وی به پشتوانه تلاش یك صد ساله ای كه پیش از او از سوی كسانی همچون رازی و فارابی برای شكل گیری فلسفه صورت گرفته بود، موفق شد نظام فلسفی منسجمی را ارائه دهد . با توجه به این كه پیش از او مقدمات این كار فراهم شده بود، كار و وظیفه ابن سینا این بود كه مشكلات و پیچیدگی ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوی مظبوط و موجز شرح نماید. فروع جزئی را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بیاورد.

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم كلی مثل انسان ،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یكی از پرسشهای علمای قرون وسطی كه مدت های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود پاسخ داد . تاثیر آرای فلسفی ابن سینا ، ‌همچون آموزه های طبی او ، ‌بر علاوه قلمرو اسلامی، ‌در اروپا نیز امری قطعی است . آلبرتوس ماگنوس،‌ دانشمند آلمانی فرقه دومینیكی (1200 تا 1280 میلادی ) ‌نخستین كسی بود كه در غرب تفسیر و شرح جامعی بر فلسفه ارسطو نوشت. به همین دلیل اغلب او را پایه گذار اصلی ارسطوگرایی مسیحی می دانند. وی كه جهان مسیحیت را با سنت ارسطویی الفت داد،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سینا متكی و معتقد بود. همچنین فلسفه ما بعد الطبیعه ابن سینا ، ‌خلاصه مطالبی است كه متفكران لاتینی دو قرن بعد از او بدان رسیدند در قرن پنجم هجری به وسیله پیشوایان مذهب و پیروان خانقاه مبارزه گسترده و شدید علیه علم و حکمت و مخصوصا فلسفه اغاز شد و در مدارس و مکاتب اهل علم تدریس هر گونه علم .فلسفه و حکمت را حذف کردند و جای انرا به تفسیر قران.احادیث. و اصول فقه واگذار کردند . علما مورد تکفیر اربابان مذهب قرار گرفت از جمله کسانیکه که با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغیان کرد حجته اسلام غزالی(450 الی 505هجری) بود که عمری فلسفه را اموخت و به علت یاس وحیرت و واهمه عجیبی که به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محکم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه .علم و حکمت گردید.

غزالی در تهافت الفلا سفه (فارابی) و سینا را رد میکند و میگوید(علی التحقیق انها را ظلماتی فوق ظلمات فرا گرفته است) در المنقذ من الضلال متذکر شده است که این دو فیلسوف در بیست مورد در موضوع الهیات اشتباه کرده اند .در سه مورد مستوجب تکفیر و در هفده مورد مستوجب تبعید اند) و سه مورد که انها را از اسلام جدا میسازد و مورد تکفیر قرار میگیرند مینویسد: (1/ معتقد بودن انها بر اینکه خداوند حاکم بر کلیات است نه جزییات
2/ اعتقاد شان به تقدم عالم
3/اینکه اجساد حشر ندازد ثواب و گناه مربوط روح است نه جسم.)

تعرض به سینا بدینجا پایان نمپذیرد بعضی از دانشمندان کوته استین در قرون بعدی نیز به او تاخته اند از جمله عثمان بن عبدالرحمن موسوم به ابن صلاح (643) سینا را مرتد و بی دین شمرده و او را از جمله علمای خارج مذهب دانسته و خواندن کتاب های سینا را برای مسلمانان جایز نمی شمارد و گناه کبیره میداندو سینا را شیطانی از شیاطین لقب داده است) غافل از اینکه او خودش شیطان بزرگ بود . هر قدر از قرن وسطی دور تر میشویم و هر قدر رایره نفوذ دین بیشتر میشود این اعتراظات بیشتر و شدید تر میشود علت هم معلوم است زیرا منطق و نحوه استنتاج سینا با مبادی ظاهر بینان دین که پایه اش بر تعصب نهاده شده سازگار نیست مخصوصا که با هجوم ترکان عثمانی دین زا با خرافات . اساطیر وفانتزی ها امیخته ساختند و توده های کشور های اسلامی را در جهل و خرافه نگهداشتن تا هیت هایی حاکم بتواند براحتی حاکمیت نمایند و تنها دشمنی که دز مقابل هر گونه جهل و خرافه ایستادگی میکند علم و معرفت است بنا این مخالفت ها متدینین ظاهر نما با اشاعه فلسفه و حکمت امری طبعیی بشمارمیرود.

ابوعلی سینا در سال 428 هجری قمری ، زمانی كه تنها 58 سال داشت،‌ در حالی رخت از جهان بربست كه با ادای دین خود به دانش بشری، نامی به صلابت تمدن خراسانی از خود به جای گذاشت اما دریغ ودرد که امروز این صلابت تمدن خراسانی دارد که اهسته اهسته به باد فراموشی سپرده شود

زنده گی نامه عبدالرحمنا جامی

نور الدين‌ عبدالرحمن‌ بن‌ نظام‌ الدين‌ احمد بن‌ محمد جامي‌ ملقب‌ به‌ ابو البركات‌ ومتخلص‌ به‌ جامي‌ از مشهورترين‌ شعراي‌ ادب پارسی دری‌ قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ است‌. وي‌ در سال‌817 ه. ق‌ در خرجرد جام‌ به‌ دنيا آمد و در نوجواني‌ در هرات‌ و سمرقند به‌ فراگيري‌ علوم‌ مختلف‌ پرداخت‌. جامي‌ در جواني‌ سرودن‌ شعر را آغاز كرد و به‌ مناسبت‌ مولد خويش‌ و ارادت‌ به‌ شيخ‌ الاسلام‌ احمد جام‌، تخلص‌ جامي‌ را اختيار نمود. جامي‌ علاوه‌ بر شعر و شاعري‌ در منطق‌، فلسفه‌، حكمت‌ اشراق‌، رياضي‌، طبيعيات‌ و صرف‌ و نحو نيز آگاهي‌ داشت‌ و چندي‌ در طريق‌ تصوف‌ به‌ سير و سلوك‌ پرداخت‌. وي‌ سپس‌ در هرات‌ به‌ خدمت‌ سعد الدين‌ كاشغري‌ از مشايخ‌ بزرگ‌ تصوف‌ و خواجه‌ ناصرالدين‌ عبدا... احرار درآمد و براثر مطالعه‌ و تحقيق‌ در عرفان‌ و تصوف‌ از بزرگان‌ متصوفه‌ آن زمان‌ گشت‌. عبدالرحمن‌ جامي‌ بخشي‌ از زمان‌ شاهرخ و قسمت‌ اعظم‌ سلطنت‌ سلطان‌ حسين‌ بايقرا را درك‌ كرد وبا امير عليشير نوائي معاصر بود. وي‌ پس‌ از اقامت‌ در هرات‌ جز چندسفر كوتاه‌ به‌ مكه‌ ،بغداد، دمشق‌ و تبريز تمام‌ عمر در همين‌ شهر سكونت‌ گزيد و به‌ سير وسلوك‌ پرداخت‌. جامي‌ در طول‌ زندگي‌ خود مورد احترام‌ سلاطين‌ و بزرگان‌ معاصر خود بود و سلطان‌ حسين‌ بايقرا كه‌ پادشاهي‌ اهل‌ ذوق‌ ادبي‌ بود و وزير دانشمندش‌ امير عليشير نوائي‌ او راگرامي‌ مي‌داشتند ، بطوريكه‌ امير عليشير پس‌ از مرگ‌ جامي‌ كتاب‌ (خمسه‌ المتحيرين) را به‌ياد گار او برشته‌ تحرير درآورد. سلطان‌ محمد فاتح‌ پادشاه‌ عثماني‌ نيز به‌ اين‌ شاعر احترام‌ مي ‌گذاشت‌ و حتي‌ از او دعوت‌ كرد به‌ قسطنطنيه‌ سفر كند كه‌ جامي‌ اين‌ دعوت‌ را نپذيرفت‌. عبدالرحمن‌ جامي‌ در فنون‌ مختلف‌ و علوم‌ ديني‌ و تاريخ‌ و ادب‌ از اساتيد زمان‌ خود بود و در شعر به‌ سعدي و حافظ توجه‌ داشت‌ و از سبك‌ ‌نظامي پيروي‌ مي‌ كرد. آثار ادبي‌ جاي‌ اين‌ شاعر را در رديف‌ انوري‌، سعدي‌ ،حافظ، خيام‌، فردوسي‌ و مولانا قرار داده‌ است‌ و وي‌ را مي ‌توان‌ از آخرين‌ شعراي‌ صوفي‌ ادب دری‌ دانست‌ كه‌ به‌ سبك‌ كلاسيك‌ شعرمي ‌سرود است‌. اين‌ عارف‌ بزرگ‌ در سال‌ 898 ه.ق‌ در هرات‌ در گذشت‌ و طي‌ تشييع‌ جنازه‌ اي‌ باشكوه‌ كه‌ سلطان‌ حسين‌ بايقرا شخصا در آن‌ شركت‌ كرد به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

آثار : آثار جامي‌ بالغ‌ بر يكصد كتاب‌ است‌ ، مهم‌ترين‌ اين‌ تأليفات‌ عبارتند از: - ديوان‌ اشعار (شامل‌ سه‌ بخش‌: فاتح‌ الشباب‌ ، واسطه‌العقد، خاتمه‌ الحيات‌) - هفت‌ اورنگ‌ ( به‌ تقليد از خمسه‌ نظامي‌ شامل‌ هفت‌ بخش‌: سلسله‌ الذهب‌، سلامان‌ وابسال‌، تحفه‌ الاحرار، سيحه‌ الاحرار، يوسف‌ و زليخا، ليلي‌ و مجنون‌، خرداد نامه‌اسكندري) - نفحات‌ الانس‌ - بهارستان‌ - لوايح‌ - اشعه‌ اللمعات‌ - تاريخ‌ صوفيان‌ و مذهب‌ آنها - نقدالنصوص‌ في‌ شرح‌ نقش‌ الفصوص‌ ابن‌ عربي‌ - مناسك‌ حج‌ منظوم‌ - مناقب‌ جلال‌ الدين‌ رومي‌ - منشأت

زنده گی نامه خواجه عبدالله انصاری

عالم و عــارف مشهور کشــــور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری ره در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید. پدرش ابو منصور محمد که درزمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود.

خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. تا ده سالــــگی تحت رهنمایی پدر خـــــود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت . زمانی که پدرش کسب و کــار را فرو گذاشت و راهی بلخ گردید و در آنجا سکونت اختیار نمود، خواجه عبدالله بدون سرپرست باقی ماند. اما دوستان پدر وی که از علما عرفا و متصوفین بزرگ بودند اهتمام تعلیم و تربیت او را به عهده گرفته از وی مراقبت می نمودند از این جمله یحیی بن اعمار شیبانی مشهور به خواجه غلتان ولی و شیخ ابو اسمیعل و محمد بن حمزه به صورت اخص قابل تذکر اند.

خواجه عبدالله انصاری به اثر ذکاوت آگاهی و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی وادبی رافرا گرفت و مطالعات عمیقی به عمل آورد که به نام یک عالم و عارف بزرگ مشهور گردید. در سال 417 هجری قمری به منظور آموزش عالی در علوم دینی پرداخت و بار دیگر به سوی وطن عزیمت نمود. آنگاه به تدریس و سلوک و طریقت رو آورد شیخ عمو کــه وی را پسرم خطاب می نمـــــود امور مربوط به خانقاه را برایش سپرد و خـــود مثل گذشته به گشت و سفر پرداخت در ســـال 422 هجری قمری یحیی بن اعمار استاد خواجه عبدالله انصاری فوت نمود که نظر به وصیت او بر مسند علمی اش تکیه زد و به تـــدریس علوم دینی و عـرفانی پرداخت و چندین بار سفر حج نمود و به زیارت کعبه معظمه مشرف گـــــردید و با بسیاری از علما و فضلا دیار به عمل آورد و از آنها کسب فیض کرده، استفاده های علمی نمود.

خواجه عبدالله انصاری به اثر علم و آگاهی و عرفانش در تمام نقاط پر آوازه گردید و به نام یک عارف و صوفی و اهــل طریقت مشهور شد و علاقه مندان زیادی از گـــوشه و کنار بدورش جمع آمدند و از محضرش کسب فیض و استفاده معنوی میکردند.

در آن زمان که غزنوی ها زمام امور را بــه دست داشتند سلطان مسعود بن محمود امیر بــــود و خواجه عبدالله انصاری که غرقه در دریای عرفان و طریقت بسر میبرد چندان پروایی به سیاست و حـــاکم و حکومت نداشت. در این فرصت برخی از حاسدین و بد بینان که شیوه معتزلی واشعریه داشتند و مقام عــلمی و عرفانی خواجه انصار را به دربار خواست و او پس از یک سلسله گفت و شنود سلطان را قناعت داده خاضع ساخت و آنگاه با عزت تمام مرخصش نمودند پس از غزنویان در وقت حکمروایی سلجوقیان بر هرات نیز مخالفین از پا ننشستند و یکبار دیگر دست به تهمت و بد گویی آلودند. بدین رو زمامداران وقت خواجه عبدالله انصاری را در نزدیکی پوشنج زندانی ساختند که در سال 439 هجری قمری پس از یک سال بند آزاد شد و باز هم به تدریس و تعلیم علوم دینی پرداخت، خواجه عبدالله انصاری نه تنها یک مفسر، محدث، عالم و عارف بزرگ بود، بلـــکه شاعر و نویسنده توانایی هم بود نویسندگی را از دوره خردسالی آغاز کرده و بر مبنای یک روایت در سن نه سالگی به نقل و نوشتن احادیث پرداخت که به یاری حافظه قوی خود هزار ها حدیث، اشعار دری و عربی را حفظ داشت . وی در دوره پربار علمی خود، قلم را نیز از دست نگذاشت و تعداد زیادی آثار گونه گون به جا نهاد. آثار او به دو بخش تقسیم میشود. یکی از آثار دوره جوانی اش بوده که در پخته سالی همراه با درس و تدریس نـــوشته و آثاری که شاگرادنش در جریان تدریس و توضحیات وی نگاشته و به او منسوب کرده اند. خواجه عبدالله انصاری که در آخــــرین دوره حیات بینایی چشمانش را از دست داده بود روی یک موضوع مشخص و مهم برای شاگردانش توضحیاتی ارایه می نمود که آنها یاد داشت بر میداشتند و بگونه آثار مستقل به جا مانده است ، این داشته های گرانبها جلوه های ارزشناکی از علم و عرفان میباشد. علاوه بر این دو گونه آثار برخی آثار دیگر هم وجود دارد که به نام خـــواجه عبدالله انصاری مشهور و منسوب است و بعضی دانشمندان صاحب نظـــر معترض اند چنـــــدی از این آثار منسوب به خواجه عبدالله انصاری مبتنی بر ضعف نگارش و دگرگونه بودن سبک معلوم می شود که از او نیست. لیکن به نامش چاپ گردیده است.

خواجه عبدالله انصاری ، آثار خود را با نثر زیبای مسجع به زبانهای عربی و دری نوشته است وی چندین کتاب را تالیف نموده که تعداد نوشته هایش به 32 اثر میرسد در این جا چند کتاب از این عالم عارف را معرفی مي‌نمايم.

تفسیر قرآن عظیم الشان

طبقات الصوفیه

منازل السارین

صد میدان

مناجات نامه یا الهی نامه

کتاب القواعد

شرح التعریف المذهب التصوف

مناقب الامام احمد ابن حنبل

ذم الکلام

مذاکرات و غیره

این عارف ، صوفی بزرگ ، عالم دینی ، مبلغ، مدرس ، نویسنده و شاعر در سال 481 هجری قمری فوت نمود و در گازرگاه هرات به خـــاک سپرده شد و تا کنون آرامــگاه این بزرگمرد اندیشه و صفا زیارتگاه سوخته گان معرفت الهی است.

متسفانه باید گفت: که عمارت آرامگاه این عارف نامی شرق با گذشت زمان تمام زیبایی و کاشی هایش فرو ریخته است و در قرن حاضر هیچگونه توجه به باز سازی آن نشده است

و مـــــا خواهشانه از حکومت و مسوولین تقاضا داریم تا در حصه مرمت و باز سازی این بنا تاریخی و آرامگاه مقدس اهل تصوف توجه جدی مبذول دارند.

نمونه ای از مناجات پیر هرات

الهی! ما را پیراستی چنانکه خواستی

الهی! نه خرسندم نه صبور، نه رنجورم نه مهجور

الهی ! تا با تو آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.

بر سه چیز اعتماد مکن، بر دل و بر وقت و بر عمر؛ که دل رنگ گیر است و وقت تغیر پذیراست و عمر همه تقصیر.

توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز اولش سعادت و آخرش شهادت.

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.

دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید، امروز را غنمیمت دان که دیر نیاید، که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.

اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش، گل باش خار مباش
.